ایرج مصداقی پدیده ای که از نو باید
شناخت
کامران پارسایی
ایرج مصداقی زندانی سیاسی سابق! را از
زبان خودش بهتر بشناسیم تا بعد
بتوانیم در خصوص عملکردش و رابطه اش
با مجاهدین خلق در این چند دهه به
قضاوت بنشینیم.
( قبل از انقلاب درآمریکا از طریق
کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایرانی
(احیا) به فعالیت سیاسی روی آوردمو در
اواخر سال 57 به ایران بازگشتم در سال
1360 در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق
دستگیر و به 10 سال زندان محکوم شدم)(
گفتگوی سایت بحران با ایشان)
برادر مجاهد مصداقی این دهسال زندان
را نشان افتخار خود قرار داده و کتاب
هایی چند از خاطراتش از این دوران را
نوشته است. البته نباید فراموش کنیم
که ایشان در زندان هم بیکار ننشسته و
مشغول حفظ کردن اشعار سروده شده اش
بوده ( شعرها
را پنهانی و در دستشویی حفظ می کردم>
در مقدمه کتاب سروده های زندان)
و ناگفته
پیداست که نه تنها شعرها که ادبیات
حاج داوودی و حزب الهی مجاهدی را هم
به خوبی حفظ کرده اند تنها.
گذری
به مقاله های مصداقی و خصوصا آخرین
نوشته او در پاسخ به فراخوان فریدون
گیلانی به این امر پی میبریم که
مصداقی به خوبی توانسته دوره دانشگاه
شریعتمداری را طی کرده وپایان نامه اش
را که همانا آزادی
او بوده بدست بیاورد.
(وقتی یک اتوبوس پر از مسافر به ته
دره واژگون میشود عده ای از مسافران
بنا به دلایل مختلف ممکن است زخمی شده
ویا جان سالم به در برند در دوران
هیتلر هم بسیاری از اردوگاه های مرگ
که میلیونها جان را ستاندند زنده باز
گشتند. موضوع زنده ماندن در کشتار 67
نیز از یک جنبه شبیه موضوع فوق است.
دلایل مختلفی برای آن میتوان شمرد
کسانی که روزهای اول نزد دادگاه رفتند
غالبا اعدام شدند. من چهار بار به
دادگاه برده شدم و قراربود روزهای بعد
هم دوباره به دادگاه بروم که ناگهان
دادگاه به کار خود پایان داد.>
ما وظیفه داریم با فراموشی مبارزه
کنیم. گفتگو با سایت ادبیات و فرهنگ)
ظاهرا مصداقی خودش نه تنها دچار
فراموشی شده بلکه فکر میکند دیگران را
هم میتواند با این دلایل گول بزند
لازم به توضیح نیست در کشتار
سال 67 در اغلب موارد افراد فقط برای
یکبار به دادگاه برده میشدند و مجموع
وقتی که برای دفاع داشتند
بیشتر از چند دقیقه نبود یا بر سر
موضع خود ایستاده بودند که از همانجا
به قتلگاه برده میشدند ویا مانند
ایشان با ترفندهایی که خاص اینجور
افراد است اظهار ندامت میکردند برای
بچه مجاهدی
مانند مصداقی توبه هم دلیل
شرعی داشت وهم آسودگی وجدان به همراه
داشت . برای اطلاع بگویم که در
جنگ جهانی دوم و اردوگاه های مرگ که
ایشان نام بردند دلیل زنده ماندن
تعدادی از اسرای جنگی در این ادوگاه
ها نه اتفاق و شانس به زعم ایشان بلکه
پایان جنگ وسرنگونی رژیم فاشیستی
هیتلر بود. اما هنوز هم این سوال باقی
است که چگونه مصداقی اعدام نشد هر چند
او ما را به خواندن کتاب خاطراتش
حواله میدهد ولی به هر صورت او زنده و
آزاد است تا با ادبیات زندان از نوع
حاج داودی و کعبه آمالش رجوی با
دیگرانی که جلوی استبداد در هر لباسی
که میخواهد باشد برخورد کند.
(در پروژه فرار از زندان و کشور به
همراه چند تن از بچه ها شرکت
داشتم.آنها همه دستگیر شدند من تنها
کسی بودم که اقدام کردم وزنده ماندم.
داستان آن را درجلد چهارم کتاب نه
زیستن نه مرگ به طور مشروح توضیح دادم
.
نزدیک به دو سال هر روز که در بند باز
میشد دلم هری میریخت پایین نکند مرا
برای بازجویی صدا کنند. اطلاعاتی
داشتم که به هیچ وجه امکان سوزاندن
آنها نبود و همه هراسم لو رفتن آن
اطلاعات بود. البته بعدها متوجه شدم
بازجویان اغلب این اطلاعات را داشتند.>
پاسخ به پرسشهایی چند در رابطه با
کتاب برساقه تابیده کنف در سایت شخصی
ایشان)
این طور که معلومه مصداقی با توجه ذهن
سرشارش همواره در حال داستان سازیست.
فرار. لو رفتن . اعدام دیگران و زنده
ماندن مجدد و دوباره ایشان. آیا نباید
فرض کنیم که مصداقی در عوض دادن
اطلاعات گرانبهایش به بازجویان زنده
مانده آخر چطور میشود از میان تمام
دوستان هم بندی اش فقط اوجان سالم بدر
برد. اگر کمی در سایت مصداقی جستجو
کنید به تناقضات بیشتری برمیخورید که
دهان آدم از حیرت باز میماند.
( فکر میکنم در طول چهار سال گذشته به
جز مجاهدین . رژیم و مزدورانش کمتر
کسی به اندازه من در جریان فعل
وانفعالات درون کمپ پناهندگی تیف که
تحت نظارت نیروهای آمریکایی بود
قرارداشته باشد. در طول این مدت با
احساس
مسئولیت
وضعیت کسانی که می خواهند همچنان
شرافتشان را حفظ کنند دنبال کرده ام و
ازآنچه در تیف
می گذشت با خبر بودم
> پاسخ به
فریدون گیلانی و چند خاطره)
دست مریزاد لطفا روشن بفرمایید شمایی
که به ادعای خودتان نه به مجاهدین
وابسطه هستید ونه آمریکا و نه رژیم و
مزدورانش چطور در طول چهار سال از
نزدیک با افرادی تماس داشتید که تحت
نظارت شدید آمریکایی ها بودند. در
همین شروع بند را آب دادی. چطور شرافت
انسانیت حکم کرد چهار سال خاموش بمانی
و دم بر نیاوری همه میدانیم که در
همین اروپا و کنار گوش شما کمپهای
پناهندگی است که ارتباط با افراد درون
این کمپها غیر ممکن است چه رسد به کمپ
پناهندگی تیف! که در عراق و تحت نظارت
آمریکایی هاست. شاید دوران زندگی در
آمریکا باعث شده که درآنجا هم دوستان
سیا به کمکتان بیایند و یا رجوی دستور
اکید داده که فقط شما بتوانید با
درون کمپ ارتباط داشته باشید و یا
شاید هم عوامل رژیم کسی چه میداند
شاید در چند سال بعد در کنکاش از
نوشته هایت بتوان به جایی رسید.
( هر کس خرده هوشی داشته باشد می داند
که اعمال شکنجه های وحشیانه در تیف
نمی تواند موضوعیت داشته باشد. ذکر
این نکته ضروری است که در چند سال
گذشته موارد محدودی از ضرب وشتم به
هنگام مقاومت افراد در مقابل اقدامات
تنبیهی نیروهای آمریکایی وجود داشته
که در مواردی موجب آسیب دیدن دست وپای
تعداد انگشت شماری شده است . آیا به
چنین چیزی شکنجه های بدتر از شکنجه
های اوین وگوهردشت و... میگویند؟)
( پاسخ به
فریدون گیلانی)
ظاهرا استدلاهای مصداقی برگرفته از
آموزشهایی است که در زندان رژیم گرفته
است. معلوم نیست ایشان به چه چیزی
معتقد هستند. آیا به نظر شمای خواننده
شکستن دست وپای هموطنان ما که در
مقاومت در مقابل خواسته های آمریکای
ها از سویی ومجاهدین از سوی دیگر است
شکنجه نام ندارد. اما مصداقی در
جاهایی که به صلاح اربابانش نیست سکوت
میکند. چرا با توجه به ارتباط ایشان
با درون کمپ تیف به تعبیراو! باید
افراد مقاومت کنند. و دلیل اصلی
مقاومتی که منجر به شکستن دست وپا
میشود چیست. آخر یکی نیست بپرسد مرد
حسابی دم خروس را باور کنیم یا قسم
حضرت عباس را. و اصولا چگونه است که
جنابعا لی این خشمگین به گیلانی و
حسیبی میتازید. آنها واقعیت موجود را
بیان کردند که صد البته به مزاق شما
خوش نیامده است.
چگونه است که گیلا نی ناجوانمردانه
به خونخواهی دوستان شما در سازمان
برخاسته و شما جوانمردانه! چهار سال
سکوت کردید. هر چند به زعم شما وامثال
شما شکنجه در حد شکستن ذست وپا مجاز
است.
( در بی پرنسیبی و سقوط اخلاقی محود
حسیبی همکار فریدون گیلا نی همین بس
که چند ماه پیش در نامه ای خصوصی با
مطرح کردن اطلاعاتش دو مورد جدا شدگان
مجاهدین از من خواست چنانچه اطلاعاتش
نادرست است آنها را تصحیح کنم. من
پاسخی به اودادم و ضمن
ارائه تو
ضیحاتی به مواردی از تلاشهایم برای
کمک به ساکنان تیف اشاره کردم.)>
در پاسخ به فریدون گیلانی
بهتر است مصداقی پرنسیب اخلاقی را
برای همه تعریف مجدد کند. آیا سکوت در
برابر جنایت پرنسیب است. چگونه است که
شما وضعیت داخل تیف را به نوعی
ارزیابی کردید که بهتر از بیرون
میباشد و اصولا به چه خاطر میخواستید
به جدا شدگان کمک کنید. آیا کمک گیلا
نی و حسیبی از نوع دیگری است که باز
هم اربابتان را رنجیده خاطر کرده که
اینچنین هراس شما را برداشته است.
( همه ما ممکن است در اثر شکنجه و
فشار اعملی را نا خواسته انجام دهیم.
در این جا بایستی جلاد را محکوم کرد
نه قربانی را ظالم را افشا کرد و نه
مضلوم را.)>
چه کسی ترور شخصیت میکند در سایت
دیدگاه 2007
تقریبا در نوشته های مصداقی به موردی
برنمی خوریم تا بفهمیمم میزان مقاومت
اودر مقابل فشار وشکنجه در چه حد است.
اما به موضوعی کا ایشان اشاره کرده می
پردازم باز هم بند را آب دادی بهتر
است قبل از نوشتن مطلبی سری هم به
سایت شخصی خودت بزنی تا اینگونه دچار
هزیان گویی نشوی. آیا عمل گیلا نی
چیزی جز افشا جلاد وظالم بوده و سکوت
شما در طول چهار سال جز حمایت از جلاد
و ظالم آنهم از نوع اجنبی بوده است.
آیا هیج به این موضوع فکر کرده ای که
در شرایط فعلی هر گونه تنش و برخوردی
در اپوزیسیون خارج از کشور آب به
آسیاب دشمن است. شمایی که ادعای
مبارزه میکنید باید بدانید که رژیم
آخوندی مترصد فرصت است تا به این گونه
تنشها دامن بزند. در فرهنگ شما هیچوقت
برای توبه کردن دیر نیست . اما بدانید
که توبه نه برای رضای خالق ساخته و
پرداخته ذهنیتان و نه برای خوش آمدن
دوستان گذسته و فعلیتان. بلکه ابراز
پشیمانی و معذرت خواهی در حق
انسانهایی که مظلوم واقع شدند. مصداقی
به اعتبار ده سال زندان در نزد
ایرانیان مصداقی شد . مجاهدین و
آمریکای ها به اندازه کافی بلندگو
دارند تا به شما نیازی نباشد لطفا در
قالب چماق در دست این وآن عمل نکنید.
کمی به خود بیایید .
یونی
2008