back

Print

Topto Chapter

  

آخرین دفاعیه مصدق

باعث شرمساری سازمان ها ، افراد و جریان هایی

كه به نام مصدق با آمریكا و انگلیس همكاری می كنند

طی آخرین دفاع خود و به منظور هدایت نسل جوان، می خواهم از روی یك حقیقتی پرده برگیرم و آن این است كه در طول تاریخ مشروطیت ایران ، این اولین بار است كه یك نخست وزیر قانونی مملكت را به حبس و بند می كشند و روی كرسی اتهام می نشانند . برای شخص من خوب روشن است كه چرا این طور شده ، ولی می خواهم كه قاطبه ملت ایران ، بخصوص افراد طبقه جوان كه چشم و چراغ مملكت و مایه امید كشورند نیز علت این سخت گیری و شدت عمل را بدانند ؛ از راهی كه برای طرد نفوذ بیگانگان پیش گرفته اند ، منحرف نشوند ؛ از مشكلاتی كه در پیش دارند ، هیچ وقت باز نمانند .

به من گناهان زیادی نسبت داده اند ، ولی من خود می دانم كه یك گناه بیشتر ندارم و آن این است كه تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست آنان را از منافع ثروت ملی كوتاه كرده ام و در تمام دوران زمامداری خود ، از لحاظ سیاست داخلی و خارجی فقط یك هدف داشته ام و آن این بود كه ملت ایران بر مقدرات خود مسلط شود و هیچ عاملی جز اراده ملت در تعیین سرنوشت مملكت دخالت نكند . پس از پنجاه سال مطالعه و تجربه ، به این نتیجه رسیدم كه جز تامین آزادی و استقلال كامل ، ممكن نیست كه ملت ایران بر مشكلات و موانع بی شماری كه در راه سعادت و عظمت خود دارد ، غلبه كند و برای نیل به این منظور تا آنجا كه توانستم ، كوشیدم .

راست است كه می خواستند سرنوشت من و خانواده ام را درس عبرت دیگران كنند ، ولی من مطمئنم كه نهضت ملی ایران خاموش شدنی نیست و هرگز فراموش نمی شود و سرنوشت افراد در مقابل حیات و استقلال ملل بی ارج و ارزش است . تنها آرزویم این است كه ملت ایران ، عظمت و اهمیت نهضت خود را بخوبی درك كند و به هیچ صورت از تعقیب راه پرافتخاری كه رفته است ، دست نكشد .

امیدوارم كه تمام طبقات و آحاد و افراد ، از پیر و جوان ، پیرو هر مسلك و مذهب و دین، در هر شغل و مقام ، این معنی را بخوبی درك كنند كه بیش از یك قرن سیاست های مخرب و مهلك خارجی در مقدرات وطن عزیز ما تاْثیر فوق العاده داشت و تمام جریان سیاسی و اقتصادی مملكت را تحت تاثیر می گرفت ؛ مخصوصاّ نفوذ سیاسی و اقتصادی امپراطوری انگلیس و حكمرانی آشكار و پنهان شركت سابق نفت جنوب كه در مدت نیم قرن امكان تجدید حیات و فعالیت شرافتمندانه را از ما سلب كرده بود ، مقتضیات سیاسی دنیا و عشق و علاقه ای كه عموم طبقات و افراد مملكت به مبارزه با این سرطان مهلك و طرد این سیاست استعماری داشتند ، به من و دوستانم فرصت داد تا با استمداد از همت بلند و اراده محكم هموطنان در قطع نفوذ این سیاست مخرب قیام كنیم و بساط حكمرانی این پایگاه استعماری را برچینیم .

* * * * *

ملی كردن صنعت نفت و بیرون راندن استعمارگران انگلیسی از ایران ، نخستین اقدام مصدق برای استقلال و آزادی و معنی دادن به مفهوم اراده ملی در حاكمیت سیاسی و اقتصادی بود . علاوه بر خروارها سند و مدرك و معذرت خواهی مادلن آلبرایت وزیر خارجه بیل كلینتون از مردم ایران ، استیفن كینزر در فصل پنجم آخرین كتاب تحقیقی خود « براندازی » كه ترجمه آن به قلم فریدون گیلانی را در اغلب سایت های پیشرو ، ضد ارتجاع و ضد امپریالیست ملاحظه می فرمائید ، به دقت تحقیق كرده است كه چگونه زمانی كه بریتانیا حریف دكتر مصدق نشد ، ایالات متحده را وارد صحنه كرد تا با عملیات مشتركی به نام « عملیات آ‍ژاكس » به رهبری دوایت آیزنهاور و جان فاستر دالس وزیر امور خارجه او، با مدیریت كرمیت روزولت ، دولت ملی و منتخب دكتر مصدق را سرنگون كنند . برای این اقدام ، سردبیران ، روزنامه نگاران ، وكلای مجلس، روحانیت ، چاقوكش های به نام ، بازاری ها ، ژنرال فضل الله زاهدی ، سرهنگ نعمت الله نصیری و عده ای از ارتشی ها را خریدند .

دكتر مصدق در دادگاه دیگری كه متن آن در آینده از نظر شما خواهد گذشت ، در پاسخ تیمسار آزموده در دادگاه ضد خلقی ، كه به او گفت دیدید چگونه شما را دستگیر كردیم و به زنجیر كشیدیم و اكنون محكوم تان می كنیم ، گفت : این شما نبودید كه با من چنین كردید ، این آمریكا بود كه با من چنین كرد و شما وسیله ای بیش نبودید .

مردم ایران باید از خود بپرسند كه چگونه اكنون سازمان ها ، جبهه ها و افرادی پیدا شده اند كه خود را مصدقی می دانند و با سوء استفاده از نام او ، از حمله نظامی به ایران و تحریم مردم ایران دفاع می كنند و آن « اراده مردم » و « استقلال ملی » را كه تكیه گاه سیاسی دكتر مصدق بود ، علنا زیر پا گذاشته اند و به نیروهای امپریالیستی دخیل بسته اند و تن به مامور بودن و مزدور بودن امپریالیزم جهانی به سركردگی آمریكا در داده اند.

همانگونه كه مصدق در سال 1332 ( 1953 ) ، تاكید می ورزید ، برای سرنگونی بی وچون چرای جمهوری جنایت كار اسلامی ، تنها باید به اراده توده های تحت ستم تكیه كرد ، نه به چپاولگران امپریالیست . بنابراین ، همه سازمان ها و جبهه ها و جریان ها و افرادی كه خود را مصدقی معرفی می كنند و به جای تكیه به اراده مردم ستمدیده ایران ، به امپریالیست ها نزدیك شده اند ، همانقدر مزدور و میهن فروش و خائن به مصالح و منافع مردم ایران اند كه جمهوری اسلامی . اینان ، كه به عنوان چوب بست و موتور نگهدارنده امپریالیست ها عمل می كنند ، درست مثل جرثومه هائی كه از جناح های جمهوری اسلامی دفاع می كنند ، به قول احمد شاملو « بی چرا زندگانند » كه هیچ چیز جز شرمساری و ننگ اجتماعی و تاریخی برای خود نمی خرند و می دانند كه مردم ایران با تكیه به اراده قدرتمند خود برای سرنگونی جمهوری اسلامی ، فقط به ریش و گیس آنان می خندند . بخصوص اكنون كه جناح چپ جنبش دانشجوئی ، جنبش توفانی زنان و جنبش كارگری ، علیه حاكمیت خونبار اسلامیست ها برخاسته اند و اگاهانه زیر آتش می غرند .    

حزب سوسیالیست ایران 

30.06.2008

back

Socialist Party of Iran

Topto Chapter