back

Print

Topto Chapter

شهر من

فریدون گیلانی

gilani@f-gilani.com

www.f-gilani.com

 

کوچه  را  صرف کن

به کلمات خیانت  کرده اند

مرکب را به دیوار بپاش

بیانیه پاک شده است

این شهر همیشه خواب می بیند

آن چاپخانه کاغذ باطله می فروشد

کتابخانه ها

آنقدر سهمیه های کاغذ را خورده اند

که صبح ها

توضیح المسائل پس می دهند

 

این شهر خواب دیده است

که زیباترین صفحه دیوار سفید است

و جالب ترین روزنامه سایه ای ست

که هیچ وقت بغض نمی کند

 

اگر به آخرین خانه قرص خواب بدهند

اولین خانه شهر را از حافظه اش پاک می کند

 

من اصلا قرص خواب نمی خواستم

نمی دانم چرا دیوارها کسی را محاکمه نمی کنند

و این همه مبل فروشی

چرا تخت تعزیر نمی فروشند

شنیده ام که بناست اسم کوچه ها را تغییر بدهند

و سر هر کوچه ای

برای شما مسافرخانه بسازند

قرص خواب به چه درد می خورد

این شهر همیشه خواب می بیند

 

روزها قرار گذاشته اند چنان در هوا راه بروند

که هیچ بندری نفهمد عقربه ها را شکسته اند

و هیچ لنگرگاهی به آرامش موج ها شک نکند

 

اتاق من می خواهد پشت میزی بنشیند

که بازیگرانش خود را در آینه دیده باشند

و این همه کاغذ باطله را

گران نخریده باشند

 

تابلو ها خیال می کنند هر وقت در باز شود

کسی می خواهد روی شان قیمت بگذارد

و آن همه رنگ را

دو باره به خواب ببرد  

خواب را گران می خرند

تابلو را ارزان می فروشند

 

اگر قرار باشد من در امتداد خودم بزرگ شوم

نمی توانم در این شهر به خواب بروم

این جا به جای صرف کردن خانه ها

خیابان ها را خط زده اند

رئیس اداره می گوید

که نانوا خودش را دار زد

و کسی

اجازه ندارد  به شهری دیگر برود

 

شهر به زمین باریده است

شهر به خواب رفته است

آدم ها آنقدر چتر باز کرده اند

که صندلی ها نتوانسته اند به هم نگاه کنند

و هیچ نگاهی

از چشم های خود نگذشته است

 

کوچه را صرف کن

خانه ها عرق کرده اند

به قطار بنویس

که مسافرخانه پر شده است

اگر آدم ها تکثیر شوند

عروسک ها قهر می کنند .

دی ماه 1390


back

Socialist Party of Iran

Topto Chapter