back

Print

Topto Chapter

زنجیر آفتاب

 

نیکی میرزائی

 

niki.mirzaei@hotmail.com

 

خسته از صدای پرندگان زمستان و تاریکی

پنجره را به روی صبح باز می کنم

نسیم نغمه ی کبوتران

باغ را به میهمانی سرود شادی می برد

صدای باران

زندگی را در باغچه جاری می کند

لاله از چشمه بیداری می نوشد

سالک پیر امید

قصه گویان یخ های یاس را می شکند

و

با دستانی لبریز از ستاره

زنجیری از آفتاب می بافد

پرنده سرخ گلو درقفس می خواند

آرزو در نور می رقصد

دیریست که خنیاگران رهایی

بذر عشق را در کوچه ها پاشیده اند تا آزادی

بر صفحه صفحه ی تاریخ فردا بروید .

 


back

Socialist Party of Iran

Topto Chapter