شکار ستاره ها
فریدون گیلانی
gilani@f-gilani.com
www.f-gilani.com
قرار بود در این نقطه با چشم هایم طلوع کنی
و از این پله ها چنان بالا برویم
که هوا تکان نخورد
سپیده ات هنوز سر نزده
ستاره هایت هنوز هم به شب آویخته اند
و از عطر تن تو در اطراف دریا خبری نیست
اگر پشت ازدحام مانده باشی
و تو را مثل پرنده های تک افتاده شکار کرده باشند
نمی دانم این گل را به کدام دختری بدهم
که تک تیرانداز پیدایش نکند
قرار بود در این نقطه با چشم هایم بشکفی
ستاره ها به زمین افتاده اند و سپیده ات به مقصد نرسیده
باید این آسمان را عوض کنم
و به جای پله ها
در موج جمعیت به هوا فکر کنم
جائی که همیشه با هم می نشستیم
پر از آدم هائی شده است
که پشت ستاره ها سنگر گرفته اند .
مرداد ماه 1388