آوردگاه

فریدون گیلانی

gilani@f-gilani.com

www.f-gilani.com

شما گلوله خوردید

ما گریه کردیم

ما فریاد کشیدیم

خزه ها خندیدند

و به یاوه خیز برداشتند که خانه را بپوشانند

به نظر می رسد که رابطه ها

زیر زمینی شده باشند

و گریه چنان بر اندام خزه پیچیده باشد

که « سبز» از سبزی خود پشیمان شده باشد

 

گلی که در جنگل می روید

گل های گلخانه ای را به رسمیت نمی شناسد

و سبزینه ی آفتابی را

به سبز گلخانه ای نمی فروشد

آن که به ابتکار شما رنگ می پاشد

و رنگ های فریبنده را به مچ می بندد

خون مردم را به حساب بانکی خود می ریزد

و کشته های ما را

به دارائی هایش ضرب می کند

 

در آخرین دقیقه ای که به رسیدن قطار مانده است

مسافران گلخانه نمی دانند که قطار

از کدام سکو می گذرد

و این سبز نا به هنگام

چگونه با طبری که شکارچی به دستش داده

ریشه ها را نشانه گرفته

و در فکر های مجلل زبان باز کرده است

 

جنگل می داند که درختان تناور

فریب دادگاه های فرسایشی را نمی خورند

و این آوردگاه مقدمه سازش نیست

 

ما مقاله نوشتیم 

شما با کلمات تان آتش افروختید

ما به تاریخ صبح رنگ پاشیدیم

شما مثل سیل به خیابان ریختید

آن که در اتاق گرم

با خودش حرف می زند

نمی داند که بام های بالا بلند

شبانه راه می روند

و صدای قطار

ار روی حرف هایش گذشته است

 

آن که خون شما را سبز می بیند

هرگز به فاصله ی فریاد و گلوله نمی رسد

اگر صدای ما

ریشه ای در این دست و ستاره ای در آن دست

خیابان های خونین را پر کند

گل های گلخانه ای هم

شیشه ها را می شکنند

و گریه ها را

در پشت بام ها به هلهله تبدیل می کنند

 

مادری را پیدا کنید

که در پزشکی قانونی

ناخن های دخترش را می شمارد

و از دنده های شکسته پسرش

پل می سازد

 

اگر این سیل خروشان از پل آن مادر نگذرد

بام های به این بلندی که شبانه سر بر می دارند

از دیدن آفتاب محروم خواهند شد

 

شما گلوله خوردید

ما گریه کردیم

ما فریاد کشیدیم

خزه ها به صدای خیابان پیچیدند

 

راه را باز کنید !

جنگل به شهر نزدیک شده است !

ریشه ها صدای قدم هایش را می شنوند .

 

دهم مرداد 1388

 

back

Socialist Party of Iran

Topto Chapter