آقا گرگه ی سرزمین ما
کامران پارسایی
حتما تمام شما قصه
بزبزقندی را شنیده اید . بله داستان شنگول و منگول وحبه انگور. همان آقا گرگه ای که
به بهانه های مختلف و با رنگ کردن های بیشمار بچه های معصوم بزبزقندی را گول زد و
خورد . حکایت اوضاع و احوال فعلی هم کمی از این داستان ندارد . گرگی که سی سال
تمام به کشتن و ارعاب ملتی پرداخت و هر روز در قالبی جدید و با نقشه ای تازه به
کمین نشست و ملت ما را به آنجا کشاند که جز فقر و بدبختی و تاراج کردن هویت انسانی
چیزی بر جای نگذاشت . آقا گرگه ی با تقوا و زاهد سرزمین ماهرگز جز به گذراندن ایام
و دراز کردن عمر ننگین خودش به هیچ چیز دیگر نیاندیشید و در طول این سی سال چه
کلاه های شرعی نتراشید تا بتواند جوانان رشید و برومند ما را در دلش جای دهد . اما
همواره حبه انگوری وجود داشت تا جنایات این گرگ بی صفت را به همگان بگوید . رژیم از
نفس افتاده ملایان برای گمراه کردن ملت به پا خواسته هر روز حیله ای تازه را علم
میکند تا از این رهگذر بتواند چند صباحی به عمر ننگین خودش بیافزاید . به قول
خودشان از هر طرف کشته شود سود اسلام است . اما ایندفعه را کور خوانده اند چرا که
با افشاگری هر روزه طیفی از خودشان باید بگوییم از هر طرف کشته شود به سود جنبش
عظیم ملت ایران است . شیخ کروبی . موسوی . رفسنجانی و اعوان و انصارشان پاشنه کفش
شان را بر کشیده اند و برای کسب قدرت به جان هم افتاده اند چه چیزی از این بهتر که
گرگها به جان هم بیافتند . شاید آنها بتوانند درین رهگذر جوانان رشید ما را
بربایند به دار بیاویزند اما غافل از این هستند حبه انگورهای ما بیدارند و نظاره گر
بازی کثیفی که سرانجامش جز نابودی برای رژیم آخوندی چیزی به همراه ندارد . هر
انسانی میتواند در برهه ای از زمان متحول گردد . شیخ کروبی و موسوی و دیگران هم از
این امر مستثنا نیستند . اما این تحول شرط و شروطی دارد که به گمان من آنها همانطور
که تا به حال اذعان کرده اند از عهده آن بر نخواهند آمد مگر به اعتراف بر تمام آنچه
در عرض این سی سال برسر مردم آورده اند . اگر آقای کروبی و دوستانش اینقدر
آزادیخواه شده اند که به قول خودشان قدمی پس نخواهند گذاشت چرا اعتراف به سی سال
جنایتی که این رژیم در حق مردم کرده است نمی کنند . پیشنهاد واضح من این است که
آقای کروبی گلستان خاوران را مصداق بارز تجاوز به حریم انسان قرار دهند و اگر جراتی
مانده وقایع کشتار زندانیان سیاسی ده شصت را افشا کنند . بدیهی است با توجه به
موقعیت ایشان و همقطارانشان در آن دوران هر گونه انکار و سکوتی جز خیانت در حق
آزادی چه مفهومی میتواند داشته باشد خاوران تنها نمونه ای از بیکران جنایاتی است که
موسوی و کروبی و خامنه ای و امام بزرگشان خمینی در حق بشریت کرده است . در اخبار
چند روز گذشته تلویزیون دولتی ایران خبری بود مبنی بر پیدا شدن گورهای دسته جمعی در
زمان حکومت صدام در عراق . واقعا که مضحک است خاوران را در تهران و در چند قدمی
خودشان تبدیل به پارک میکنند و حتی از آوردن نامش وحشت دارند و اخبار عراق را برای
ملت می گویند . هر روز دسیسه ای تازه برای به انحراف کشاندن جنبشی که بعد از سی سال
به هیچ چیز جز سرنگونی تمام و کمال رژیم رضا نمی دهد . در خارج از کشور عوامل
خودشان را بسیج میکنند تا اتحاد مابین درون و برون را از بین ببرند . عواملی که به
صراحت اعلام میکنند ما با قانون اساسی و جمهوری اسلامی مشگلی نداریم . راه ما از
شما جداست موسوی عامل درجه اول کشتار دهه شصت برگزیده ماست و خلاصه اینکه میخواهند
ما را خام کنند تا خورشید ساختگی شان را از پس ابرهای تاریک جنایت و جهالت که در
سراسر سرزمینمان سایه گسترده باور کنیم . روزگار سختی است بی مایگانی جلودار و
سردمدار جنبشی می شوند که کوچکترین بویی از آزادگی نبرده اند . گرگهایی که هرروزه
با رنگ کردن سر و صورت خود به شکار جوانان میهنمان مشغولند . دریوزه گانی که با سر
هم کردن کلام سعی در منحرف کردن عظیم جنبشی را دارند که سابقه ای سی ساله دارد و
ساده لوحانی که گول زیور کلام اینان را میخورند و بره وار به دنبالشان روانند .
روزگار غریبیست روزگاری که دلقکان حکومتی در مقام معلم میخواهند به ما درس دمکراسی
بدهند و رذالت را از حد گذرانده آشکارا از ما میخواهند تا فریاد نابودی سیستم جهنمی
اربابانشان را سر ندهیم . سی سال است که این گرگهای درنده به جان ملتی افتاده اند
که تنها خواسته اش آزادی ست . خفاشانی که تاب دیدن روز را ندارند و با وحشیانه
ترین ابزار ممکن به جان خورشید های تابانمان افتاده اند . آری روزگار غریبی ست.
کلن 25 مرداد
1388