مدرسه
ما
به یاد
استاد امیر حسین آریانپور
و سعید
سلطانپور
امروز
دکان ها همه بستند
امروز
همه خانه نشستند
قتل است
ولی مدرسه باز است
در بام
مجازات پر از ناله و ساز است
بازار
پر از تانک و تفنگ و تب و تاب است
در
مدرسه امروز خم می پرخون است
مرغان
همه نالان
پائیز
فرود آمده ، نیزار حزین است
گفتند :
زمستان که رود دور بهار است
از ظلم
و ستم نام و نشان و خبری نیست
آزادی و
عشق است و ترحم
در
مدرسه از ظلم و تعصب اثری نیست
چوب و
فلکی نیست ،
ما
باورمان شد
سی سال
گذشته ست ،
درها
همه بسته ست
باور ز
دل باوریان یکسره رفته ست
منشور
حقوق بشری نیز شکسته ست
آن نیز
سفر رفت
از حاکم
خلخال نشان و اثری نیست
صد قاضی
بی دانش بیداد
صد جوجه
جلاد
بر مسند
آن حاکم خلخال نشسته ست
امروز
همه پنجره ها را بگشائید !
فریاد
بر آرید !
شب ها
همه تکبیر بگوئید !
فریاد
شما تا به اوین رفت
امروز
ولی مدرسه بسته ست
قتل است
زندان
اوین بر سر جایش بنشسته ست
در جمعه
هم این مدرسه تعطیل ندارد
هر روز
؛ همه روز اوین است
شب ها
چه مهیب است و غمین است
منزلگه
امید حکومت همه این است
چوب و
است فلک ، تهمت و اقرار و شکنجه
اعدام و
ستم رونق بازار اوین است .
حسین فرجی
پائیز 1388