back

Print

Topto Chapter

نفس بريده

ركسانا گیلانی

تقدیم به صدای عاشقان

 

همهمه ی صدا شان

فریادهای مستمر شان

حرف های بی سرو ته شان

شك نگاه شان

نفسم را بریده

نمی دانم

صدای سوخته ی بیگانگاني را  

كه  محاصره ام كرده اند  

چگونه بنویسم

تعفن كلام شان

سكوت شب را برهم زده

و چراغ های خلیج فارس را روشن كرده است

امضا  ...  امضا  ...

آب در خطر است

نام خلیج فارس در خطر است

اما ...!

جان در خطر نیست !

 

آزادی را  هم كه از پیش فروختید

و با هیچ تاختش زدید !

 

هزاران هزار تن را

به دیوار نقاشی كرده اند   آقایان !

مغزها را سوراخ كرده اند  خانم ها !

كجا به خواب رفته بودید ؟

كجا به گرو رفته بودید ؟

كه امروز

با صدای آب

گرد و غبارتان را تكاندید

و به هیجان آمدید

 

صدای فریاد دانشجو

اعتصاب و زخم تنش

لالایی خواب شما شد

 

لابد سفره ی معامله تنگ آمد است

كه چنین بر آشفته اید ؟ !

30.04.2008

 

 


back

Socialist Party of Iran

Topto Chapter