back

Print

Topto Chapter

باغبان

فريدون گيلانی

gilani@f-gilani.com

www.f-gilani.com

 به من پشت كردی

جویبار را شاهد گرفتم كه من

همیشه در پی آب های صاف بوده ام

و زمزمه هایش را

درست مثل ترنم پچپچه های تو

حفظ می كردم

 

رسیدن به تو

دراین همه دغدغه ای كه مه ساخته

دشوار است

راهی نمانده است

جزآن كه از لابه لای گذشته بگذرم

شنیدن صدای نفس های  تو دیگر

دراین همه هلهله ممكن نیست

نشانه های دیروز را

ازاین جاده های شلوغ برداشته اند

مانده ام كه ازكدام سمتی

به دست های تو برسم

و در این هوای گرفته

ببینم كه ستاره در كجای بهار

خاك مرا گم كرده  

 

به نگاهم تندی كردی

در مسیرم ایستادم كه حرفم را بزنم

هیج گاه نبوده است كه با قهر تو قهر كنم

و سردر پی آخرین بهانه

گوشه ای را كه تنها می نشستی

این گونه هراسان گم كنم كه از یادم ببری

 

نمی دانم این همه ابر

آسمان بندر را چگونه تحمل می كنند

و زمین به چه زبانی باید بگوید

كه بدون ستاره خوابش نمی برد

 

این گونه كه آدمیان در منظر یخ زده اند

و عكس ها قدیمی شده اند

باید از هوای گرفته بگذرم

وآنقدر در بزنم

كه باغبان فكرنكند كسی به یادش نیست.

فروردین 1387

 


back

Socialist Party of Iran

Topto Chapter