حصار آهوها
فريدون گيلانی
gilani@f-gilani.com
www.f-gilani.com
صدايت می كنم
جواب نمی دهی
لبخند می زنم
اخم می كنی
و آنقدر نگاهت را
از من می دزدی
كه عشق را در شهر
دنبال كنند
و برای آن همه آهو
حصار بسازند
اگر اين بارهم
ديرتر از ديروز به محل ملاقات برسی
هيچ شكوفه ای ديگر
به بهار اعتماد نمی كند
نگاهت می كنم
می گريزی
حرف می زنم
سكوت می كنی
اگر از تو بشنوم كه
چرا راه ها را بسته اند
اين گل را به
گيسوان عابری می زنم
كه در اين هوای
بهاری اخم نكند .
فروردين 1387