به
نقل از سایت روشنگری
خواستند
بگويند.. نمايش قدرت, اقتدار و ارعاب نظام لازم
می
کند
اعدام بهنود شجاعی
*خواستند بگويند.. نمايش قدرت, اقتدار و ارعاب نظام لازم
می
کند, به صغير و
کبير و کودک و جوان و پير و ميانسال و زن و مرد رحم نمی شود؛ قتل سهو و عمد, معنا
ندارد, قانون جزا و حقوق و کنواسيون بين المللی منع اعدام کودکان, آشکارا و نمايشی
کنار گذاشته می شود و عمدا در روز جهانی مبارزه با اعدام هم چنين می شود....
روشنگری: از
ميان همه جنايت ها و قساوت هايی که رژيم جمهوری اسلامی صورت داده است, به دار کشيدن
بهنود شجاعی در سپيده دم يک شنبه 19 مهرماه در تهران, جنايتی است با پيامی ويژه که
مکث بر آن لازم است.
بهنود شجاعی از
28 مرداد 1384 که در سن 17 سالگی در نزاعی تصادفی مرتکب قتل شد تا صبحدم يکشنبه که
به دار آويخته شد شش بار به پای چوبه دار رفت و در اثر اعتراضات بين المللی و
داخلی, تلاش های وکلا و فشار بر قوه قضاييه دوباره به زندان برگشت. اين بار اما او
را به دار کشيدند. در حالی که اگر می خواستند و اراده می کردند, می توانستند مثل
دفعات گذشته از اجرای حکم به دستور رييس قوه قضاييه جلوگيری کنند.
اما دستگاه
قضايی جمهوری اسلامی و رييس جديد آن آيت الله لاريجانی بهنود را به قتل رساندند تا
ثابت کنند که اين دستگاه در قتل و کشتار و آدمکشی ثابت قدم و قاطع است و به هيچ وجه
تحت تاثير فشارهای بين المللی و اعتراضات داخلی قرار نمی گيرد.
بهنود جوان و
سرنوشتش, نامه ها و پيام هايش؛ توانسته بود توجه افکار عمومی را در داخل و خارج از
کشور برانگيزاند و در رسانه های داخلی بازتاب يابد. هر بار که اعدام او جدی می شد
تحرک خودجوشی برای جلوگيری از اجرای حکم شکل می گرفت. سال گذشته بود که حرکت خودش
به ابتکاری انسان دوستانه از سوی سه هنرمند سرشناس سينمای ايران در گشايش حساب ويژه
ای جهت گردآوری کمک مالی برای پرداخت ديه انجاميد و اين ابتکار با اعلام حمايت 200
روزنامه نگار سرنوشت تلخ بهنود شجاعی را به صفحات رسانه ها کشاند. دستگاه آدمکشی
دولتی که همان زمان خطر را حس کرده بود, با احضار عزت الله انتظامي، پرويز پرستويی
و کيومرث پور احمد به دادگاه سعی کرد بلافاصله با حرکت سازمان يافته اجتماعی برای
جلوگيری از اعدام شجاعی مقابله کند. سپيده دم يک شنبه نيز وقتی بنا شد بهنود بار
ديگر به دار کشيده شود, حدود 200 نفر از مخالفان و معترضان به اجرای اين حکم, شامل
وکلا, نماينده يونيسف, فعالان حقوق بشر و خانواده های برخی از جانباختگان اعتراضات
پس از انتخابات, از جمله خانواده های سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان در مقابل زندان
اوين گرد آمده بودند تا مخالفت خود را با اين اعدام اعلام کنند و برای آخرين بار
خانواده مقتول را راضی کنند که از خون بهنود بگذرند.
دستگاه قضايی
جمهوری اسلامی با ريختن خون بهنود به سنت شدن حرکت های خيرخواهانه و خودجوش اجتماعی
برای مقابله با اعدام های موردی در جامعه ما واکنش نشان داد تا بشردوستان نپندارند
که گويا با جلو افتادن و افتتاح حساب برای تامين مبلغ خونبها, گرفتن چندين وکيل,
دادخواهی از نهادهای بين المللی حقوق بشر و يا پناه بردن به فعالين اجتماعی و رسانه
ای کردن يک پرونده جنايی می توانند کسی را از مرگ نجات دهند. می خواستند بگويند که
برای ماشين کشتار دولتی جان هيچ انسانی چه صدای دادخواهی اش از پشت ميله های قطور
زندان به بيرون درز کرده باشد و چه نکرده باشد, پيشيزی ارزش ندارد و نمايش قدرت,
اقتدار و ارعاب نظام لازم کند, به صغير و کبير و کودک و جوان و پير و ميانسال و زن
و مرد رحم نمی شود؛ قتل سهو و عمد, معنا ندارد, قانون جزا و حقوق و کنواسيون بين
المللی منع اعدام کودکان, آشکارا و نمايشی کنار گذاشته می شود؛ و خون ريخته می شود.
می خواستند بگويند که مخالفان و معترضان و منتقدان ذره ای به رحم دستگاه قضايی اميد
نبندند و لحظه ای گمان مبرند که اين دستگاه با تغيير رييس اش در قتل و کشتار و خون
ريزی ترديد می کند؛ و برای اين که اين پيام را به زننده ترين و وحشت آورترين شکلی
منتقل کنند, درست روز 11 اکتبر يعنی يک روز پس از روز جهانی مبارزه برای لغو اعدام
اين حکم را در مورد جوانی که در زمان دستگيری مطابق قانون کودک محسوب می شد به اجرا
گذاشتند.
دستگاه قضايی
رژيم کودتا, اين روزها که فريادهای مرگ بر ديکتاتور مردم و جوانان زمين زير پای
بارگاه زور و ظلم را به لرزه درآورده است به اين نمايش اقتدار و ارعاب شديدا
نيازمند است. خون بهنود را ريختند تا بگويند نظام اسلامی بر خون و قتل و کشتار بنا
شده است و بدون ريختن خون جوانان نمی تواند لحظه ای دوام بياورد. و جون می خواهد به
قيمت هر جنايتی دوام بياورد, لازم بداند بی توجه به هر ملاحظه و قانون و ضابطه ای
آدم می کشد.
قاتلان و شکنجه
گران و متجاوزان جنسی و باندهای تبهکار حاکم اما بدانند که جوانان اين کشور را با
ارعاب ديگر نمی توانند به سکوت و انزوا و پذيرش ظلم و تبعيض تسليم کنند.
در پرونده سياه ماشين دولتی کشتار و قساوت جمهوری اسلامی, اکنون خون بهنود شجاعی هم
چکيده است. بدانند و يقين بدانند که جوانان ايران دير يا زود اين ماشين جهنمی قتل و
کشتار را درهم خواهند شکست و جنايتکاران خونخوار حاکم را بر صندلی متهم خواهند
نشاند.
19 مهر 1388