back

Print

Topto Chapter

سومین گزارش به شما در مورد توحش پلیس آلمان در تاریخ 15 دسامبر 2007

در مورد شكایت پلیس ، هم پلیس و هم دادگاه هامبورگ عقب نشستند !

پس از شكایت من ، پلیس متقابلا شكایت كرده بود

كه من یكی شان را هول داده ام و نقض قانون كرده ام !

gilani@f-gilani.com

www.f-gilani.com

ساعت هفت و نیم بعد از ظهر پانزدهم دسامبر2007 ، پلیس آلمان در مقابل پرسش من به عنوان روزنامه نگار و به طور كلی تر انسانی كه حق سئوال كردن دارد ، به ضرب و شتم وحشیانه من پرداخت . سئوال من این بود كه آیا دموكراسی مورد ادعای شما اجازه می دهد بچه های مردم را چنین وحشیانه بزنید و علنا جلو كار عكاس خبرنگار حرفه ای را كه كارتش را هم بر سینه اش آویخته است بگیرید ؟ پاسخ من « خفه شو ! » بود و بعد ضرب و شتم وحشیانه .

من از پلیس آلمان شكایت كردم . وكیل من دكتر یورگن شنایدر است . تا این زمان ، هنوز پس از مصاحبه های فراوان از طرف وزارت كشور ( یعنی به تقاضای دادستان ! ) و تشدید قطر پرونده كه شامل 40 عكس لحظه به لحظه ، گزارش كتبی بیمارستان در مورد آسیب دیدن شدید گوش راست من كه معالجه اش هنوز ادامه دارد ، و نيز اعلام هشت شاهد به دادستان ،  این پرونده در دست بررسی است !

پس از گذشت مدتی از شكایت من ، پلیس از من شكایت كرده است كه یكی از ایشان را هول داده ام و به قوانین دولتی تجاوز كرده ام . دادستان پرونده را سریع به قاضی داد و قاضی هم بدون حضور من مرا محكوم كرد . وكیل من اعتراض كرد . قاضی ناچار شد برای ششم دسامبر 2008 اعلام دادگاه كند . نیروهای چپ و عده ای از خبرنگاران قرار بود به طور یقین در جلسه دادرسی حضوریابند . علاوه بر شهود قبلی من ، با انتشار نامه سرگشاده ام به زبان آلمانی در سایت های YouTobe  و Indy Media و بسیاری دیگر از سایت های جهانی و انتشار گزارش هائي از آن در مطبوعات هامبورگ ، همان دو جوانی آلمانی كه من نسبت به ضرب و شتم آنان از پلیس سئوال كرده بودم ، با وكیل من تماس گرفتند كه به عنوان شاهد در دادگاه شكایت پلیس علیه من ، حضور خواهند یافت . یعنی یك شكایت من از پلیس كردم و پلیس آلمان به عنوان امری معمولی و سنتی، متقابلا از من شكایت كرد كه ظاهرا برگی برنده در دست داشته باشد.

قرار بود دادگاه ساعت 9 صبح روز جمعه پنجم دسامبر تشكیل شود . قاضی دادگاه ، چند ساعت پیش از پایان وقت اداری روز پنج شنبه چهارم دسامبر ، با وكیل من دكتر شنایدر تماس می گیرد و با دستپاچگی می گوید كه چون ایشان  ( يعنی من )‌ خودشان شاكی هستند و مدارك كافی دارند ، تشكیل دادگاه در مورد شكایت پلیس از ایشان بی مورد است.

حالا ، ما می رویم برای دادگاه اصلی كه زمانش بعد از یك سال هنوز هم معلوم نیست .

در این مورد به عنوان بیانیه سیاسی ، متنی را به زبان انگلیسی نوشته بودم تا در دادگاه بخوانم . متن انگلیسی و ترجمه فارسی آن را ، ضمن این كه خود شما به زودی ملاحظه خواهید كرد ، در همه سایت های معروف جهانی نیز منتشر خواهد شد .

ارادتمند شما – فریدون گیلانی

هفتم دسامبر2008

* * * * *

دومین گزارش به شما در مورد واقعه 15.12.2007 در هامبورگ

هم وحشیانه مرا زده اند ، هم به جای محاكمه عادلانه پلیس ، مرا غیابا محكوم به زندان كرده اند !

gilani@f-gilani.com

www.f-gilani.com

چیزی نمانده است كه من به جای آلمان فدرال ، بگویم جمهوری اسلامی آلمان ، یا نه ، با كمی تخفیف، جمهوری مسیحی آلمان . واقعا باعث شرمساری رای دهندگان است كه پلیس حكومت شان روزنامه نگاری را چنان وحشیانه بزند و برزمین افكند و دست بند بزند و به زندان ببرد و پس از گذشت هشت ماه از شكایت قانونی ، خود او را ، آن هم غیابا ، به زندان محكوم كند .  

چه شما عزیزانی كه فردی و با جمع آوری طوماری از امضا به خاطر ضرب و شتم من در شب 15.12.2007 در هامبورگ از من حمایت كرده اید ، یا شما عزیزانی كه خبر را شنیده اید ، می دانید كه ساعت هفت و نیم روز پانزدهم دسامبر 2007 ، پلیس آلمان در هامبورگ مرا چنان مورد تهاجم قرار داده كه پرده گوش راستم پاره شده ، شانه و كمرم به شدت آسیب دیده كه هنوز هم پس از هشت ماه و اندی ، از دردهای ناشی از آن در عذابم .

جریان واقعه این بود كه ظهر آن روز در دفاع از فعالیت قانونی سازمان های آلمان و سازمان ها و احزاب خارجی در آلمان ، تظاهرات گسترده ای برپا شد كه از همان آغاز حركت ، و در حالی كه اجازه رسمی داشت تا از نقطه A  به نقطه  B برود ، مورد تهدید و تهاجم و تحریك پلیس ضد شورش قرار گرفت و سرانجام هم پلیس توانست تظاهرات را در خیابانی خلوت در هم بشكند.  قانون   129A و129B  ، به پلیس آلمان اجازه می دهد تا هر سازمان سیاسی آلمانی یا غیر آلمانی را ، هر وقت كه اراده كرد ممنوع اعلام كند . شعار تظاهرات هم ، با ترجمه فارسی این بود كه « ما همه 129A هستيم »‌ و  « ماهمه  129B هستيم » .

ساعت ها بعد ، من ، تك و تنها ، به خیابان مونكه برگ هامبورگ رفتم كه در آن بازار كریسمس برپا بود و جمعیت موج می زد . داشتم به خانه بر می گشتم كه دیدم پلیس در مركز جمعیت ستاد زده ، دختر شانزده ، هفده ساله ای آلمانی را گرفته ، و او را با یك تی شرت در سرما نگه داشته و آن دختر مثل بید در آن یخبندان می لرزد .

به عنوان روزنامه نگار ، مودبانه رفتم جلو و به یكی از پلیس های ضد شورش خودم را معرفی كردم و گفتم به عنوان روزنامه نگار لابد این اجازه را باید داشته باشم كه از شما بپرسم چرا این دختر آلمانی را به چنین حالی نگه داشته اید و اگر دستگیرش كرده اید ، چرا او را نمی برید كه چنین رنج نكشد ؟  پلیس بیدرنگ ، و بدون توجه به این كه روزنامه نگاران و خبرنگاران حق سئوال كردن دارند ، فریاد كشید كه : « خفه شو برو گمشو ! »‌

برگشتم ، دیدم پلیس با خبرنگار عكاسی كه كارت خبرنگاری خود را هم به سینه آویخته بود ، دست به یقه شده كه چرا عكس می گیری ؟  به آن پلیس گفتم اگر خبرنگار عكاس عكس نگیرد و روزنامه نگاران و خبرنگاران هم حق سئوال كردن نداشته باشند ، پس بفرمائید كه این وسط چه كاره اند ؟ آیا دموكراسی مورد ادعای آلمان به شما چنین اجازه ای می دهد كه مانع كار قانونی خبرنگاران و عكاسان شوید ؟ دو باره از پلیس شنیدم كه :‌ « خفه شو ! والا خودت هم به زندان می روی !‌» گفتم این تهدید و توهین هم با دموكراسی مورد ادعای شما مغایر است .

ناگهان ، همان پلیس كه گوشی بر گوشش بود ، با چند پلیس دیگر به من حمله ور شدند . یكی شان با سرعتی كه تصورش هم برایم ممكن نبود ، چنان برق آسا به گوش راستم چكشی زد كه گیج شدم و بقیه ، حمله كردند كه مرا به زمین پرت كنند . بدن ، خود به خود در مقابل پرت شدن مقاومت می كند و پلیسی پایش را گذاشت وسط پای من و با دروكردن پای چپم ، مرا چنان به زمین افكندند كه اگر دو دستم را سریع حائل نكرده بودم ، هم امكان داشت شیشه عینكم خرد شود و چشمم را كور كند ، هم ممكن بود با پیشانی به زمین پرت شوم و خون ریزی مغزی كنم . دو پلیس افتادند روی من و یكی شان پایش را كه به آن سپر آهنین بسته بود ، درست به نقطه ای از كمرم فشار آورد كه پس از سال ها ، هنوز از شكنجه های اوین خلاص نشده است .

وقتی دست راستم را پیچاندند كه دست بند بزنند ، از درد فریاد كشیدم كه این دستم را نپیچانید ، قبلا آن را در زندان اوین شكسته اند . با این حال ، كار خودشان را كردند و تو گوئی كه بن لادن را گرفته اند ، مرا در اتومبیلی كردند توی قفس و با همان دستی كه از پشت دستبند خورده بود ، به زندان بردند و ...

و فردایش به بیمارستان ارتش رفتم . گوشم را عمل كردند كه این كار چند بار ادامه یافت ، اما هنوز نمی توانم مثل سابق با گوش راستم بشنوم ، یا به تلفن جواب بدهم . شانه و كمرم هم كه باری .

حالا در حالی كه وكیل من دكتر یورگن اشنایدر چهل عكس لحظه به لحظه ، چند شاهد و گزارش پزشكی را به دادستان داده و یكی از قوی ترین وكلای آلمان هم هست ، دوهفته قبل از دادگاه برایم نامه آمد كه « به دلیل مقاومت در مقابل حفاظت ! » ‌به زندان محكوم شده ام . هیچ فرقی نمی كند كه این زندان ده ثانیه باشد ، یا ده سال ، مهم محكوم شدن ، آن هم بدون تشكیل دادگاه است .

وكیل من مراحل قانونی را می گذراند . مصاحبه ای هم در you tube  از من می بینید كه رفقای من زحمتش را كشيده اند . عین همین گزارش را هم ، منتها كوتاه تر ، به زبان های انگلیسی و آلمانی در مركز آزاد خبر معروف به « ایندی مدیا » خواهند گذاشت و ...

حمایت شما به دادگاهی كه در پیش دارم كمك می كند . حالاچه صورت فردی باشد ، یا طوماری و سازمانی و حزبی . ما نباید همه جا و همیشه به قربانی شدن عادت كنیم .

نامه ها و امضاهاتان را لطفا به لاتین بنویسید و خطاب به خانم قاضی . متن اعتراضی خود را كوتاه و به هرزبانی كه می خواهید بنویسید كه البته انگلیسی و آلمانی و فرانسوی ارجح است .

خشت روی خشت بند نمی شود اگر ما در مقابل بی عدالتی ، در هر جای دنیا ، چه در ایران ستمزده باشد ، یا در تبعید ، سكوت كنیم .

اولا از همه سایت های خبری تقاضا می كنم این گزارش را درج كنند . ثانیا از همه شما تقاضا می كنم از هر كسی ، چه ایرانی ، یا غیر ایرانی ، امضا و نامه كوتاه حمایتی بگیرید و مطلب را در هر رادیو و رسانه ای كه در اختیار دارید پخش كنید .

فریدون گیلانی

25.08.2008

ضمنا در  you tube به كلیب های كامران پارسائی برای دیدن كلیبی كه رفقایم تهیه كرده اند مراجعه كنید .

http://de.youtube.com/watch?v=gwoEDSAD9Ok

نامه ها را خطاب به خانم قاضی

Frau Richterin Dr. Sachse

با عطف به شماره پرونده

AZ. : 246 Cs 7101 Js 627 / 08 ( 168/08)

 بنویسید  بعنی به این صورت :

Frau Richterin Dr. Sachse

AZ. : 246 Cs 7101 Js 627 / 08 ( 168/08)

شماره فكس قاضی :   0049 – 40 – 42843 – 2360 

شماره فكس وكیل : 0049 – 40 – 85 13 116 

شماره فكس من :   0049 – 40 – 209 73 001   

 

ضرب و شتم وحشيانه فريدون گيلانی به وسيله پليس آلمان !

شنبه پانزدهم دسامبر 2007 ، پليس ضد شورش آلمان نويسنده و شاعر  مبارز ما فريدون گيلاني را ، بنا به شهادت هائي كه داده شده است ، فقط به جرم آن كه به پليس آلمان گفت به عنوان يك روزنامه نگار و نويسنده مي پرسد چرا جلو كار خبرنگارو عكاس رسمي آلمان را مي گيرند و جوانان آلماني را چنان بي رحمانه مي زنند ؟ مورد چنان ضرب و شتم وحشيانه قرار داد كه مراحل آن را از صحنه سئوال كردن از پليس تا ضرب و شتم چسبيدن گلوي او در حد خفگي و برزمين كوفتن و دستبند زدن و ساير مراحل را ، مرحله به مرحله در عكس هائي كه ما : شاهين نوروزي و ليلي ديلمي خبرنگاران عكاس ، در اختيار رسانه هاي چپ و راست آلماني و خبرگزاري ها گذاشته ايم ، ملاحظه مي كنيد .  اين گروه سه نفره مركب از فريدون گيلاني ، شاهين نوروزي و ليلي ديلمي به عنوان يك تيم خبري متشكل براي كسب خبر و گرفتن عكس به صحنه رفته بوديم . ( اين واقعه ، چند ساعت پس از تظاهرات هفت هزار نفره نيروهاي چپ و راديكال آلمان عليه مو ادي كه به نام صد و بيست و نه آ  و  صد و بيست و نه ب كه مي تواند هر زمان احزاب آلماني و خارجي مقيم آلمان را ممنوع اعلام كند، رخ داد كه بيش از چهار هزار پليس هامبورگ ، مونيخ  و برلين و ماكدنبورگ عملياتي را براي شكار تظاهر كنندگاني كه با اجبار و حملات پليس پراكنده شده بودند در خيابان اصلي هامبورگ « مونكه برگ شتراسه » به صورت وحشيانه اي سازمان دادند )‌ .

پس از سه ساعت بازداشت در سلول انفرادي ، پليس آلمان به خاطر پي گيري ما خبرنگاران عكاس   و آسيب سختي كه نويسنده و شاعر  فريدون از ناحيه گوش راست ، كتف راست و زانوي چپ ديده بود ، مجبور شد او را آزاد كند ، اما حتي در صحنه ضرب و شتم ، حاضر نشد او را به بيمارستان منتقل كند و دكترهاي آمبولانس پليس گفتند :‌ تظاهر مي كند ، طوريش نشده ! 

صبح روز بعد - يكشنبه 16 دسامبر ، - نويسنده و شاعر  مبارز فريدون گيلاني را در اثر دردهاي شديد از ناحيه گوش و كتف و زانو و گردن  ، به اتفاق همسرش به  بيمارستان  برديم  . بخش گوش و حلق و بيني ، چند ساعت روي گوش راست فريدون گيلاني عمل جراحي انجام داد و رسما گزارش داد كه براثر خشونت  و ضربات پليس ، پرده خارجي گوش نويسنده مبارز ما پاره شده است و اگر پس از يك هفته جراحي مستمر ترميم نشوند ، مچبور مي شوند قسمت داخلي گوش را هم جراحي كنند .

عجالتاگوش راست  نويسنده و شاعر مبارز مردم شنوائي  خود را از دست داده و از ناحيه كتف راست و زانو و گردن و ستون فقرات ، به شدت رنج مي برد . فريدون گيلاني براي اقدامات قانوني پيشنهاد بيمارستان را براي حدا اقل يك هفته بستري شدن در بيمارستان نپذيرفت ، با اين قرار كه هر روز صبح براي ادامه جراحي روي گوش راست به بيمارستان برود . 

امروز  دو شنبه شانزدهم دسامبر ، دكتر يورگن شنايدر از وكلاي معروف و برجسته هامبورگ وكالت فريدون گيلاني را پذيرفت و شكايتي را با عكس هاي كامل لحظه به لحظه ، مدارك بيمارستان و نام شهود اين وحش پليسي ، فردا سه شنبه به دادگاه آلمان تسليم مي كند . براي اطلاعات بيشتر و حمايت از اين نويسنده مبارز مي توانيد با شماره فاكس و ايميل زير تماس بگيريد .

فكس : 001 73 209 - 40 - 0049

 ايميل : gilani@f-gilani.com

فتو ژوناليست هاي آزاد  : شاهين نوروزي - ليلي ديلمي

 

 

Text Box: کانون فرهنگي آينه

                                          Aine Kulturverein e.V. 

                                          Lenaustr.62, 60318 Frankfurt 

                                          Tel. 069 -90501615 Fax: 069- 65302203   

__________________________________________________________________________________________________________

 

                                                                                                  فرانکفورت 18 دسامبر 2007

Rechtanwaltsbüro

Herr Dr. H.-J. Schneider

جناب آقاي دکتر هانس- يورگن اشنايدر

شب گذشته تصاوير تکاندهنده و شوک آوري که خشونت و ضرب و شتم پليس ويژه آلمان نسبت به آقاي فريدون گيلاني (69 ساله)، نويسنده، شاعر، مترجم و روزنامه نگار مبارز ايراني و عضو کانون نويسندگان ايران در تبعيد را نشان مي داد، با تعجب و تاثر فراوان مشاهده کرديم.

اين تصاوير ناراحت کننده يک بار ديگر نشان مي دهند که چگونه پليسهاي آلماني انسانهاي بي گناه را - حتي در سنين بالا- ، با بيرحمي تمام کتک ميزنند و تحت فشار قرار ميدهند.

من و تمام اعضاي کانون فرهنگي آينه عليه اين رفتار غير متمدنانه شديداً اعتراض مي کنيم و از شما درخواست داريم مقصرين اين ماجرا و دستور دهندگان بالاتر آنها را در دادگاه هاي رسمي به پاي ميز محاکمه بکشانيد.

                                  از طرف اعضاي کانون فرهنگي آينه (فرانکفورت)

                                                      فرهاد مجدآبادي فراهاني

 

 

 

 

ضرب و شتم فريدون گيلاني به وسيله پليس آلمان را محکم مي کنيم!

 

روز شنبه پانزدهم دسامبر 2007، پليس ضدشورش آلمان فريدون گيلاني، نويسنده و شاعر  مبارز و عضو کانون نويسندگان ايران (در تبعيد) را مورد ضرب و شتم قرار داد. وي پليس آلمان را در رابطه با ضرب و شتم جوانان معترض آلماني و جلوگيري از كار خبرنگار و عكاس رسمي آلمان در تظاهرات چندين هزار نفري بر عليه سياست هاي دولت آلمان در شهر هامبورگ مورد سئوال قرار داد؛ اما با يورش بي رحمانه پليس مواجه شد كه صحنه هاي مختلفي از ضرب و شتم تا دستگيري او در سايت هاي اينترنتي منتشر شده است.

گواهي پزشکي نشان مي دهد که فريدون گيلاني در اين هجوم غيرانساني پليس، از ناحيه گوش راست، كتف راست و زانوي چپ آسيب ديده است.

دكتر «يورگن شنايدر» از وكلاي معروف هامبورگ وكالت فريدون گيلاني را به عهده گرفته و شكايتي را با عكس هاي كامل ضرب و شتم وي، همراه با مدارك بيمارستان و نام شهود به دادگاه تسليم کرده است.

ما اين اقدام پليس آلمان را شديدا محکوم مي کنيم و از شهود دعوت مي نماييم که در پيگيري پرونده فريدون، فعالانه در دادگاه شرکت کنند و او را تنها نگذارند.

 

فريدون گيلاني در ميان پليس هاي آلماني

کانون نويسندگان ايران (در تبعيد)

18 سپتامبر 2007

kanoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org 

 

ساكت نمانيم  !

درنگ نمي كنم كه  بگويم :‌ ضرب و شتم فريدون گيلاني شاعر و روزنامه نگار تبعيدي ، محكوم است . صد البته محكوم است .

اين عكس ها كه در برابر من است ( عكس هائي از لگدكوب كردن يك انسان ) زير نويس نمي خواهد..   دفاع  بدون قيد و شرط از هستي و جان انسان هاست .   «  شايد » و « اما »‌ و « اگر » ندارد،  به « ويژه » و به « خصوص » نمي پذيرد. نفس تجاوز به حقوق انسان ، محكوم است.

از پليس كشوري كه سنگ را مي بندد و سگ را باز مي گذارد  و در برابر ديدگان نا باور ما «دارابي» سردسته قاتلان « ميكونوس »  را آزاد مي كند كه باجي به آمران  اين قتل ها داده   باشد،  جز خشونت و سركوب ، انتظاري ندارم . انتظارم از خودمان است ، از همه كساني است كه جور و ستم و خشونت و سركوب را تاب نمي آورند و به آن اعتراض مي كنند .

در برابر اعمال ضد انساني پليس آلمان ساكت نمانيم .

مينا اسدي

18 دسامبر 2007 استكهلم

 

 

ماهر روزه شاهد ضرب و شتم و خفه کردن صداي اعتراض انسان هاي آزادي خواه اما گمنام در سراسر جهانيم .

صداي فريدون گيلاني، روزنامه نگار و شاعر مبارز، هنرمندي که با قلم و زبان اش مي کوشد سياهي ها را افشا کند تنها صداي يکي از اين اعتراض هاست که  پليس آلمان آن را با خشونتي باور نکردني سرکوب کرده است . البته ما تا کنون  شاهد سرکوب ديگر صداهاي معترض در پاريس ، استکهلم و ساير شهرهاي اروپا نيز بوده ايم .

اعتراض به اين گونه برخوردهاي غير انساني  دفاع از تبلور يکي از ارزش هاي انساني ، يعني آزادي است .

گيسو شاکري 

2007.12.19/ استکهلم

 

" ضرب و شتم فريدون گيلاني را محکوم مي کنم"

فريبا مرزبان

عملکرد خشن پليس آلمان نسبت به فريدون گيلاني روزنامه نگار، نويسنده و شاعر تبعيدي، حکايت از  يک واقعيت دارد؛ محدود و منزوي کردن مخالفان حکومت ايران در خارج از کشور به هر شکل ممکن. 

مبادلات سياسي و زد و بندهاي تجاري موجود ميان دولت آلمان و ايران به مرحله اي رسيده است که نتيجه اش را شاهد هستيم. تصاويري که به آنها مي نگرم باور کردني نيستند؛ اما به عنوان واقعيتي تلخ و دردناک وجود دارند. (تصاوير ضميمه هستند)

ضمن اعلام تاسف از اهانتي که به حريم و حرمت انساني فريدون گيلاني شده است؛ اقدام به اين گونه اعمال وحشيانه را شديداً محکوم کرده و در کنار او هستم.

 

اطلاعيه

 ضرب و شتم فريدون گيلاني توسط پليسن آلمان را بشدت محکوم ميکنيم

 حزب کار ايران(توفان) ضرب و شتم آقاي فريدون گيلاني نويسنده، خبرنگار تبعيدي و يکي از فعالان مبارز عليه رژيم جمهوري اسلامي را محکوم کرده و به پليس آلمان براي اين رفتار غير انساني معترض است. حزب کار ايران(توفان) مراتب همدردي خويش را با آقاي فريدون گيلاني ابراز مي دارد.

از طرف کميته آلمان- حزب کار ايران(توفان)

دسامبر 2007

www..toufan.org

 

به : وزارت دادگستري آلمان

به وکيل : فريدون گيلاني

To: Dr.Heinz-Jürgen Schneider

Fax: 004940 8513116

اين سه عکس بيش از هر چيزي گواه و نشانگر تهاجم  پليس ضد شورش به  آقاي فريدون گيلاني شاعر، نويسنده،زنداني سياسي رژيم ، مترجم وروزنامه نگارمبارزايراني وعضو کانون نويسندگان در تبعيد ، تنها بجرم دفاع ازآزادي بيان وحرمت آزادي مطبوعات مي باشد که در روز شنبه پانزدهم دسامبر۲۰۰۷ مورد هجوم و ضرب و شتم وحشيانه پليس آلمان قرارگرفته وبه شدت آسيب ديده است.

ما امضا کنندگان زير، شما را مخاطب قرار مي دهيم تا با پشتيباني از اين نا مه اعتراضي ،اين مهم را پيگيري نمائيم . 

ما  ازمقامات قضائي کشورآلمان ميخواهيم؛ هرچه سريعترنسبت به محاکمه ي آمران و عاملان اين عمل وحشيانه وسرکوب آزاديهاي شهروندي دردادگاه هاي مربوطه اقدام نمايند.

These three pictures are, more than any other evidence, testimony to the

 Attack against the poet, writer, a political prisoner in Iran, a member of Persian Writer’s Organization in Exile, translator and activist journalist, Mr. Fereidon e Gilani. Accused of espousing freedom of speech and journalism by Riot Control Police. On Saturday December 2007, Mr. Gillani was attacked, harassed, and brutally beaten by the German police.

We, the undersigned, in defense of Mr. Gillani’s rights and in support of his ideas, would much appreciate the punishment of those involved in this attack on the freedom of speech rights of all citizens in the court.

اسامي تشکل ها :

 

 azadiebaian@yahoo.se1- کانون دفاع ازآزادي بيان گوتنبرگ( سوئد): 

gbgandishe@yahoo.comفرهنگسراي انديشه – گوتنبرگ(سوئد) 2-

iranhamrah@hotmail.com3- راديو همراه گوتنبرگ: 

- راديو تلاش - گوتنبرگ4

Radio.alborz@yahoo.com - راديو البرز – گوتنبرگ 5

6 - کانون همبستگي با کارگران ايران – گوتنبرگ (سوئد)

7 - حزب سوسياليست ايران – واحد گوتنبرگ

  yarsan_info@yahoo.com8- سايت يارسان :   

9- راديو گويا

10- راديو هماوند 

www.chebayadkard.com11- سايت چه بايدکرد؟

12- گروه فرهنگ وهنر ايده – گوتنبرگ

13- انجمن مهرگان – گوتنبرگ

14- انجمن ايراني مبارزه با اعتياد

bamdadpress@ownit.nu15- کانون فرهنگي و پژوهشي بامداد - استکهلم

info@radiosepehr.se :16- راديو سپهر – گوتنبرگ

17-  شوراي هماهنگي ايرانيان هامبورگ- آلمان

18- راديو پارس – سوئيس

امضاء فعالان سياسي و اجتماعي مدافع آزادي وحقوق شهروندي:

عسکر خيرانديش – نيکي ميرزايي – دانيال سرابي – ميکائيل سرابي- محسن بختياري- نرگس بختياري – رعنا بختياري- حسين مقدم – عبدي حسيني – فرشته عاقدي- عسکر شيرين بلاغي – فيروز آذر- ميترا حسيني – رضا طالبي- فائزه حسيني – عبدالرزاق حسني – منصور حسيني – مريم رستمي – هدا خسيني- کريم خوش عقيده – حبيب رستمي – هيلدا حسيني – محمود جديري – صديقه توفيقي نژاد – نسرين جديري– نسيم جديري- کامران پياماني – اميرجواهري لنگرودي – هامان اوجي – نينا خيرانديش – پدرام قهرماني – نگار مرادي – پرهام قهرماني – مليحه سلساني – پويا قهرماني – فرخ قهرماني - فيروز انوري – مژگان انوري – مريم انوري – مارال انوري – ليلا انوري – کيوان فرخ منش – نازلي جهانگير – شهلا علمشاهي – احمد دانشي – هوشنگ رحمتي – افسانه حسيني – ضياء هاشمي – علي دروازه غاري – مينا زرين – مرجان افتخاري – زري اسپرم – بهروز احمدي – محمد حسيبي – امير برهاني – فرهنگ رومي - امير اصغري نيا – مجتبي نظري – اردشير نظري - فرهنگ طاولي – کاميار گياهچي – همايون ايواني – حجت کسرائيان – کاوه فولادي – احمد احمدي – اکبر نوري – پروين بيگدلي شاملو – داريوش بيگدلي شاملو – علي فکري- ساناز فولادي – سارا فولادي – جواد اهورمزدايي- سام فولادي - محمود شلم زري- نادر هاشمي – رضا کريمي – کورش خدادادي – بهرام رحماني – محمود خليلي- فيروز مستان – سياوش محمودي – خسرو رحيمي – حجت نارنجي - معصومه تقي پور- آراز فني – علي مبارکي – ناصر خدا پناهي- ستار آويهنگ – نصرت تيمورزاده-  دكتر زري عرفاني

Askar Kheirandish - Niki Mirzaei - Daniel Sarabi - Mikael Sarabi - Mohsen Bakhtiari - Mohsen Bakhtiari- Narges Bakhtiari -Rana Bakhtiari -Hossein Moghadam -Abdi Hosseini - Fereshte Aghidi -Asgar Shirinbolaghi -Firoz Azar

Mitra Hosseini -Reza Talebi -Faeze Hosseini -Abdollrazagh Hassani -Mansor Hosseini -Maryam Rostami -Hoda Hosseini -Karim Khoshaghide -Habib Rostami-Hilda Hosseini -Mahmoud Jodairi -Sedighe Tofighinejad -Nasrin Jodairi -Nasim Jodairi Kamran Payamani - Amir Javaheri Langroudi -Homan Ojagh -Nina Kheirandish - Pedram Gharemani - Negar Moradi -Parham Gharemani - Malihe Salsan - Poya Gharemani -Farokh Ghareman-Firoz Anvari -Mozhgan Anvari - Maryam Anvari -Maral Anvari -Leila Anvari -Keivan Farokhmanesh -Nazli Jahangir -Shahla Ahlamshai -Ahmad Daneshi -Houshang Rahmati (Radio Alborz) -Afsane Hosseini (Radio Goya) - Zia Hashemi (Radio Hamavand) - Ali Darvazeghari - Mina Zarin -Marjan Eftekhari – Zari Esparam

Behrouz Ahmadi -Mohammad Hassibi - Amir Borhani - Farhang Romiani -Amir Asghari nia - Mojtebah Nizari  -Ardisher Nizari- Farhang Tavoly -Kamyar Giahchi- Homayoon Eivani - Hojat Kasraian -Kavahe Foladi - Ahmad Ahmadi - Akbar Noori -Parvin Bigdaly - Shamlu Darush  - Begdaly Shamlu -Ali Fekri -Sanaz Foladi-  Sara Foladi-  Javad Ahoramazdaee - Sam Foladi - Mahmoud Shalamzari - Nadar hashemi - Reza karimi - Korosh khodadadi - Behram Rahmani  -Mahmoud Khalili  -Firoz mostaan - Siavosh Mahmoudi - Khosro Rahemi  -Hodjat Narengi -Masoomeh Taghipoor - Araz Fanni - Ali Mobaraki-Naser Khodapanahi -Sttar Awihang -Nosrat Taymmorzadeh – Dr. Zari Erfani

 

 

اقدام وحشيانه پليس آلمان عليه فريدون گيلاني را محكوم مي كنيم

روز شنبه پانزده دسامبر 2007 ، فريدون گيلاني شاعر ، نويسنده   و  روزنامه نگار مبارز  توسط پليس وحشي آلمان مورد تهاجم و ضرب و شتم قرار گرفت .

ما اين اقدام غير انساني پليس آلمان را شديدا محكوم مي كنيم و حمايت خودمان را از رفيق فريدون گيلاني دبير اول حزب سوسياليست ايران و مدافع حقوق انسان هاي تحت ستم را اعلام مي داريم .  

حزب سوسياليست ايران – شاخه هامبورگ

مسئولان شاخه  :  شراره شهبازيان  و نكيسا محمدي

Spi.hamburg@yahoo.de

01Januar2008 17.14

 

برخورد فيزيكي و غير انساني با فريدون گيلاني را محكوم مي كنيم

همه روزه ، در هر گوشه اي از دنيا ، سركوبگران سعي در خاموش كردن صداي آزاديخواهان دارند . اين بار توسط پليس آلمان به فريدون گيلاني  نويسنده ، روزنامه نگار،  شاعر و مبارز  بر عليه جمهوري اسلامي تعرض شد .

ما اين برخورد فيزيكي و غير انساني دشمنان آزادي ، بر عليه فريدون گيلاني دبير اول حزب سوسياليست ايران را به شدت محكوم مي كنيم و هر گونه اعتراض به اين گونه برخوردها را قدمي در راه آزادي مي دانيم .

حزب سوسياليست ايران – شاخه برمن

حسين شاهيده  مسئول شاخه

18.12.2007

Spi_bremen@yahoo.com

 

newisandeh mobarez irani,aghaye fridone gilani ke omreh por samare khud ra waghfe peikare farhangi wa siasi mstamar jahate defah az hghughe paymal shode mardume iran nmude ast roze shanbeh 15 dsambr sale 2007 dr yeki az khiabanhaye shahre hamburg morede zarb wa garhe polic gharar gereftand . rfaghaye hezbi shakhe oldenburg zemne mahkom nemodane in amal ghire dmukrasi khahane rsidegi sarih dadgahe alman nesbat be amelane in harkate ghire ensani hastand.    

 

mashule shakhe oldenburg .

 mahshid daemi

behruz mirani  behruzmirany@yahoo.com


Never miss a thing. Make Yahoo your homepage.

 

 

---- Original Message -----

From: alireza mohtashamian

To: rechtsanwalt-schneider@gmx.de

Sent: Wednesday, January 02, 2008 4:38 PM

Subject: Unterstützerbrief (Freydone Gilani)

 

Gegen Polizeigewalt an Demonstrationen
Brief zur Unterstützung des iranischen Exiljournalisten Freidoun Gilani, Generalsekretär
der SPI, Socialist Party of Iran (www.jonbesh-iran.com)
Freidoun Gilani, ein engagierter iranischer Journalist, der in Hamburg im Exil lebt, nahm
am letzten Samstag, dem 15. Dezember 2007 an einer Demo gegen die umstrittenen
Paragraphen
§ 129a und § 129b teil, die unter anderem politische Exil-Organisationen und
deren Aktivitäten kriminalisieren. Er beobachtete, wie junge Demonstranten von den
Ordnungshütern brutal zusammengeschlagen wurde, und wollte eine weitere Eskalation
der Gewalt verhindern. Statt die Polizisten zur Vernunft bringen zu können, geriet nun er in ihr Visier und wurde attackiert, zu Boden gebracht und auf der Stelle verhaftet, wobei sein rechtes Ohr verletzt wurde. Die Polizei scheut offenbar nicht davor zurück, an einer
belebten Einkaufsstrasse (Mönkebergstrasse) in Bahnhofsnähe einen alten Mann
gewaltsam davon abzuhalten, bei der „Ausübung ihrer Arbeit" zuzuschauen.
Leider spielen sich solche Szenen tagtäglich ab - dies ist aber noch lange kein Grund,
einfach zu resignieren und sich nicht zu wehren.
Freidoun Gilani hat die Beamten angezeigt, obwohl ein Verfahren gegen die Polizei
bekanntlich aussichtslos ist. Wir möchten ihn darin unterstützen, und dafür sorgen, dass
alle ohne Angst vor Verletzungen und Misshandlungen an politischen Demonstrationen
teilnehmen können.
Ich unterzeichne diesen Unterstützerbrief: vom swiss

Vorname

Name

Adresse

Ort

Unterschrift

Alirez

Mohtashamian

Zürcherstrasse 106a

Frauenfeld / 8500

Alireza Mohtashamian

Leila

Rahimi

Zürcherstrasse 106a

Frauenfeld / 8500

Leila
Rahimi

Daniyal

Mohtashamian

Zürcherstrasse 106a

Frauenfeld / 8500

Daniyal
Mohtashamian

Diana

Mohtashamian

Zürcherstrasse 106a

Frauenfeld / 8500

Diana
Mohtashamian

Fezeh

Rahimi Warzaghani

Degenbalmstrasse
3

Morschach / 6443

Fezezh
RahimiWarzaghani

Nazgol

Mosahebifard

Degenbalmstrasse
3

Morschach / 6443

Nazgol
Mosahebifard

 

To:Dr.Heinz-Jurgen Schneider

Considering that aattack against the poet,writer and activist journalist,Mr Gilani accused of espousing freedom of speech and  journalism by riot control police in Germany,on Saturday 15 December 2007,We members of SPI(Cyprus branch),in defence of Mr. Gilani's rights and support of his ideas ,would much appreciate the punishment of those involved in this attack on the freedom of speech rights in the court.   

 MAJID RAHIMI

  SPI CYPRUS BRANCH

 

 

ضرب و شتم رفيق فريدون گيلاني توسط پليس آلمان را به شدت محکوم ميکنيم

حزب سوسياليست ايران شاخه شرق آلمان

روزانه هزاران مبارز و آزاديخواه در جهان کشته ، در زندانها شکنجه و يا در مقابل مردم مورد ضرب و شتم وحشيانه جلادان  ضد آزادي قرار ميگيرند . ما به اين کشور آمده ايم به اميد آن که بتوانيم به گفته خود مسئولان دولت آلمان در يک محيط امن و آزاد !!! با هر فکر و انديشه به مبارزه عليه ظلم و استبداد ادامه دهيم . اما با رفتار وحشيانه ايي که با رفيق فريدون گيلاني شده ميتوان پي برد که عملا" ، محدود و منزوي کردن مخالفان حکومت ايران در خارج از کشور در دستور کار دولت آلمان است. 

 ضرب و شتم وحشيانه رفيق فريدون گيلاني (دبير اول حزب سوسياليست ايران، نوسينده و خبرنگار تبعيدي) توسط پليس آلمان که تصاوير مربوط به آن نيز موجود است به شدت محکوم کرده و به پليس آلمان براي اين رفتار غير انساني معترض ميباشيم.

در ضمن از همه احزاب ، سازمان ها ، كانون ها ، نهاد ها و انسان هاي آزاديخواه انتظارداريم  هرگونه که ميتواننداعتراض خود را نسبت به ضرب و شتم نويسنده ، شاعر ، مترجم و روزنامه نگار ايران فريدون گيلاني اعلام كنند تا امر دادرسي و محاكمه آمران و عاملان اين عمل وحشيانه جريان يابد .

علي سلطانپور(دبير شرق آلمان )

جلال بشارتي و مهدي اکبري (عضو شوراي شرق آلمان )

نويد سراني (مسئول Dresden)

www.spi-ost.com

webmaster@spi-ost.com

 

 

اعتراض به ضرب وشتم وحشيانه پليس آلمان به رفيق مبارز فريدون گيلاني

در حالي که در اکثر کشورهاي به اصطلاح مترقي حقوق هنرمندان و بويژه خبرنگاران آزاد در خبررساني از عوامل مهم دمکراسي فرض مي شود اما در همين کشورها ما هر روزه شاهد نقض حقوق دمکراتيک

انسان هاي آزاديخواه هستيم . در کشور هاي امپرياليستي پليس يکي از بازو هاي سرکوب نيروهاي مترقي و آزادانديش است و در خفه کردن فريادهاي آزادانديشان از هيچ عملي هراس ندارد.

در روز شنبه 15 دسامبر 2007 رفيق فريدون گيلاني نويسنده . شاعر و دبير اول حزب سوسياليست ايران در اعتراض به نقض حقوق قانوني خبرنگاران آزاد در جريان تظاهرات انتر ناسيوناليستي در هامبورگ

از طرف پليس آلمان مورد ضرب وشتم شديد قرار گرفت . ما اين عمل پليس آلمان را نه تنها تعرض به حريم حقوق فردي رفيق فريدون بلکه حزب سوسياليست ايران قلمداد ميکنيم چرا که رفيق گيلاني به عنوان نماينده و

دبير اول اين حزب هم در تظاهرات شرکت کرده بود ضمن محکوم اين عمل و حمايت از رفيق مبارزمان شکايت از پليس هامبورگ را از مجاري قانوني و از کانال حزبي پيگيري خواهيم کرد.

دبيران و مسئولين شوراهاي مناطق غرب آلمان

عباس کساييان / کامران پارسايي / فريبا لطفي / احمد روستايي / مسعود شفه / سعيد سليماني

GMX FreeMail: 1 GB Postfach, 5 E-Mail-Adressen, 10 Free SMS. Alle Infos und kostenlose Anmeldung: http://www.gmx.net/de/go/freemail

Sehr geehrter Herr Dr. Schneider,

als Parteimitglieder der SPI (Socialist Party of Iran) fühlen wir uns verpfllichtet den Herrn Farydon SalakGilani bei seiner Klage in form einer schriflichen Beschwerde gegen Bundes Polizei zu unterstützen und hofen dass Sie bei der strafrechtlichen Verfolgunj Erfolg hanen werden.

Mit freundlichen Grüßen

Abbas Kasaeiyan - Yadollah (Kamran) Parssai Motlagh - Masoud Shafeh -
Ahmad Roostai -  Said  Soleymani -  Fariba Lotfi -  Mohammad Lotfi -
Maryam Anbarpouri - Bahram Amani - Ahmad Sadeghi - Nasser Rezai -
Faribourz Mohebbi - Shahram Nouri Inanlou - Behrouz Asadi - Saeid Mottaghian - Hoshang Saki

 

اطلاعيه كميته مركزی حزب سوسياليست ايران

در باره ضرب و شتم نويسنده و شاعر مبارز فريدون گيلاني

همانگونه كه هموطنان گرامي و مدافعان جهاني آزادي انديشه ، بيان و قلم در جريان قرار گرفته اند، دبير اول منتخب حزب سوسياليست ايران ، به دليل اعتراض به پليس آلمان براي جلوگيري از كار دو فتو ژورناليست رسمي ، و سركوبي بي رحمانه جوانان آلماني كه از آزادي احزاب و سازمان هاي آلماني و غير آلماني بنا به قانون اساسي آلمان ، دفاع مي كردند ، به صورت وحشيانه و غير قابل تصوري مورد ضرب و شتم پليس آلمان قرار گرفت .

پس از اعلام اين خشونت مغاير با حداقل حقوق انساني و قانون اساسي آلمان ، دو فتو ژورناليست حرفه اي به نام هاي شاهين نوروزي و ليلي ديلمي ، عكس ها و گزارش مختصر اين تهاجم بي دليل را ، در سطح جهان منعكس كردند .

تا كنون ، علاوه بر كانون نويسندگان ايران ( در تبعيد ) ، شاعران ، نويسندگان ، هنرمندان ، راديوها ، نهادهاي دموكراتيك و احزاب و سازمان هاي ايراني و هموطنان منفرد طرفدار آزادي بيان ، به قول وكيل فريدون گيلاني ، دكتر هاينس يورگن شنايدر  ، انبوهي فكس و ايميل همبستگي با لحن اعتراضي شديد به اين روش پليس آلمان كه نقض آشكار حد اقل هاي حقوق بشر است ، از طرف احزاب و سازمان هاي جهاني و انسان هاي متعهد به ابتدائي ترين اصول انساني ، به دفتر ايشان رسيده است . حتي احزاب  چپ  ( لينكه پارتاري ) و سبزها ( گرونه پارتاي ) ، در اقدامي مشترك به عمل خشونت بار پليس آلمان در روز پانزده دسامبر 2007 اعتراض كرده اند و ضمن تاكيد بر اتفاقي كه براي فريدون گيلاني افتاده ، گفته اند كه اين مساله را در پارلمان آلمان مطرح خواهند كرد .

بنا به نخستين گزارش فريدون گيلاني دبير اول حزب سوسياليست ايران و نويسنده و شاعري كه با تحمل سال ها زندان و شكنجه و افترا و تهمت و فشار هاي همه جانبه از طرف نيروهاي ارتجاعي ، جمهوري اسلامي – سرمايه داري  و جريان هاي امپرياليستي ، لحظه اي از مبارزه براي دفاع از حقوق مردم ايران و مبارزات ضد امپرياليستي دست بر نداشته است ، دفتر دادستاني كل هامبورگ شكايت و گزارش وكيل او را پذيرفته و تحقيقات گسترده اي را آغاز كرده است .

مرحله دوم اين دادرسي ، كشاندن عاملان و آمران اين عمل جنائي به دادگاه هامبورگ است .

در اين مرحله ، فريدون گيلاني به عنوان نمونه اي از قربانيان مدافع آزادي انديشه ، بيان و قلم كه بخصوص در روز شنبه پانزدهم دسامبر سال 2007 ، مورد بي نظير ترين ضرب و شتم پليس ضد شورش و نيروهاي ويژه پليس آلمان قرار گرفته اند ، بايد از چنان ابعادي از همبستگي مدافعان آزادي بيان و حق اعتراض برخوردار باشد تا بتواند حتي با وجود اسناد و مدارك كافي براي محاكمه پليس آلمان ، با اثبات اتهام پليس اين كشور ، دست كم از تداوم و توسعه اين حد از سركوبي كه در اروپا از سر گرفته شده است ، جلوگيري كند . اين واقعه ، در كشوري رخ داده است كه مدعي دموكراسي است ، اما در عين حال ، بنا به اسناد و مدارك موجود ، تنگاتنگ ترين رابطه اطلاعاتي ، امنيتي ، پليسي ، سياسي و اقتصادي را با جنايتكاران اسلامي – سرمايه داري حاكم بر ايران كه سركوب ترين حاكميت اسلام سياسي را نمايندگي مي كند ، دارد .

حزب سوسياليست ايران ، ضمن قدرداني از همه كانون ها ، نهادها ، سايت هاي اينترنتي ، رسانه هاي خبري ، احزاب ، سازمان ها و انسان هاي طرفدار آزادي ، از ايشان تقاضا مي كند تا با همه توان و امكان خود ،‌ از ساير هموطنان و نيروها و سازمان ها و احزاب و آزاديخواهان ايراني و غير ايراني ، با اين لحن ساده و آشكار كه :    عمل غير قانوني پليس آلمان را محكوم مي كنند و تقاضاي دادرسي عادلانه عاملان و آمران اين سركوبي را دارند ، حمايت بگيرند . لازم به تاكيد نيست كه در اين گونه وقايع ؛ همانگونه كه در مورد اقدامات جنايتكارانه ي جاري جمهوري اسلامي عليه جنبش هاي اجتماعي و كارگري ، همبستگي نقش موثري ايفا مي كند و باعث مي شود كه ما به هم نزديكتر شويم .

ايميل ، فكس  وكيل و فريدون گيلاني ، ذيلا به اطلاع شما مي رسد .

كميته مركزي حزب سوسياليست ايران – تشكيلات خارج از كشور

يازدهم ژانويه 2008

 

پست الكترونيكي و فكس وكيل :

rechtsanwalt-schneider@gmx.de

Fax.: 0049 – 40 – 85 13 116

پست الكترونيكي و فكس فريدون گيلاني :‌

gilani@f-gilani.com

Fax.: 0049 – 40 – 209 73 001

 

be ma begoied chera.?

mahkom mikonim  hamleye wahshiyaneye polis alman  ra be dabir awale hezb sosialist ir

an fereydoon gilani.

shoma ke edeaaye demokrasi darid  che tojihi baraye in amalkarde wahshiyaneye khod nesbat be yek ensan mobarez darid.m

gheyr az in ast ke  mikhahid be gharardad haye  khod ba jomhoriye eslami amal konid.begoied chera?

shoma zarbo shatm wa she kanje ra alani kradid.pas  che farghi ba jomhoriye estebdadie  eslami daid  che farghi ba hokomate khomeyniye jalad  darid che farghi ba dolade kononiye khameneiye bimare rawani darid .az nazar ma  shoma haman jomhoriey estebdadiye modern hastid.begoied chera?

ma sarbazan hamishe bidare,SPI;in  harkate wahshiyane wa gheyr ensani ra  mahkom mikonim wa hemayat khod ra az  refigh mobarez (fereydoon gilani)---elam mikonimwa darkhast  residegi be in amalkard  gheyr ensani ra darim.

         masoole komiteye honari  (SPI);masoole shakheye  dessau   arman  bahadoori

                                       11.1.2008       15:00

 

 

Note: forwarded message attached

 

rooydade 15.12.2007, daghighan dar raastaaye ahdafe Imperialism ke

dastgah e Police ra abzare sarkoob e Azadi va Azadikhahan gharar mi

dehad, boode va Police Jahaane moteemadden va Jahaan e sevvom,

yeksaanand. chon Sarmaayeh yek formool bishtar nadaarad. edameye

hakemiyat, ba Sarkoob va Sarkoob e bishtar.

massdoomiyat e rafigh fereydoon Gilaani,  tawassotte Sag haye zanjiri e Imperialism ra shadidan mahkoom mi konim.

Kargaran va Daneshjooyan e hawadare hezb e Socilist IIran - Teheran  .

 

 

Sehr geehrter Herr Gilani

Wir bedauern und verurteilen den Umgang der Politzei hier in Deutschland gegen den renomierten Schriftsteller, Dichter und Journalisten, Gilani. Es versetzt uns in Staunen, daß gerade Menschen wie Sie, die Ihr Leben den Kampf gegen Unterdrückung und Mord in einem Land wie der Iran gewidmet haben und  Seit Jahren für freiheitliche Entwicklungen in dem Land eintreten, Opfer der Staatsgewalt werden und das ausgerechnet in Mitteleuropa,mit den hochgepriesenen Werte wie DemokratieŽund Menschenrechre.

Mahmood Ramzani    

(Persische fassung)

 Adami dar Alame khaki nemiajad bedast

 Alami digar bebajad sakht waz no Adami

Dar in shahr agar zabanat noktei bar Lab awarad ja Dastanat Wajegani be Kaghaz mandegar sazad,

Agar Zehnat parwaz konad, Gonahkari. Dar Dijare ghorbat agar zende bashi be to migujand mordei wa ja bawari misazand ta bawar koni ke hamische mordei.

Zarb wa Shetam Shaer mobarez wa azadikhah ke mobarezeie farhangi ra sar loheie khod gharar dad, Newisande wa Ruznamenegari ke ba Ghalame khod Farjade Adamha ra sar dad, twasote Polise Alman ra Mahkum mikonim.

 Mahmood Ramzani Masule shakheie Hezbe Sosialiste Iran

Wa Gruhe museghie Nakisa

 

 

Salaam, Aaghaaye Gilaani,

Salaam, Aaghaaye Gilaani,

az e'teraaz-e shomaa xeyli xhoshhaalam, baa wojude natijeye shumash.

Albatte, polise Aalmaan birun az qaanun fa°aal ast, bexaatere inke ham daadsetaan, ham daadgaah ham siyaasatmadaaran sharik dar jormand. Daadsetaan bexaatere in ke hamkaare polis ast wa bexaatere hamin qaader nist bitaraf baashad, daadgaah bexaatere in ke ma'mure polis balad ast ke chejuri dar chahaarchube qaanun harf bezanad ke °amalash paak dar qaanun bemaanad, wa ma°mulan hamkaaraanash ham sharik dar dorughand, wa siyaasatmadaaraan sarparaste in bi-edaalatiyand bexaatere in ke mixaahand xodashaanraa be °onwaan zaamene amniyat beforushand, wa az hamin dalil nemixaahand ke mozaaheme kaare polis baashand, polise shekanjegar ham baashad. Wa entexaab-konandegaan ham mas'uliyat daarand, waqtike be chenin siyaasatmadaari ra'yi midehand.

Agar mowaafeq baashed, man xabare shomaaraa be saazemaane °afw ol-beyn ol-melal dar Aalmaan miresaanam.

Qorbaane shomaa

Georg Warning

Bodanstrasse 15

D-78462 Konstanz

DENTSPLY DeTrey GmbH
De-Trey-Straße 1
78467 Konstanz

GERMANY


Fon:       +49 7531 583 222
Fax:       +49 7531 583 660 220
E-Mail:   georg.warning@dentsply.de
www.dentsply..de

DENTSPLY DeTrey GmbH, Amtsgericht Freiburg, Eintragungsnummer: HRB 381533, Geschäftsführer: Claus-Peter Jesch, Christopher T. Clark, Brian M. Addison

-----Ursprüngliche Nachricht-----
Von: georg warning [mailto:ai2337@hotmail.com]
Gesendet: Freitag, 1. Februar 2008 12:56
An: Warning, Georg
Betreff: FW: [Fwd: [coyote-l] English/Deutsch: AN OPEN LETTER BY IRANIAN AUTHOR IN EXILE ON POLICE BRUTALITY

 

در حالی که در دهه نخست قرن بیست و يكم  سیر می کنیم ، آوازه آنچه را تمدن و دمکراسی می نامند ، چنان گوش دنیا را پر کرده است که گوئی چشمها را هم از دیدن باز انداخته است.

در حالی که اثرات این دمکراسی را در ایران , عراق و افغانستان آفریقا و غیره شاهد هستیم ، گوشه ای از آن را در خيابان مونكه برگ واقع در هامبورگ با روایت تصویر می توان دید .

هنگامی که فریدون گیلانی نویسنده  و شاعر مبارز سرشناسی را ، در حالی كه از يك خبرنگار برای كار خبری دفاع می كند و به پليس می گويد كه هيچ قانونی به او اجازه نمی دهد جوانان را چنان بی رحمانه بزنند ، اینگونه مورد ضرب و شتم قرار می دهند، وای به حال آزادی بيان در كشوری كه مدعی دموكراسي است .  

این جانب چنین اقدام وحشيانه ای را عليه آزادی بيان به شدت محکوم می كنم.

                        محمد سروش فرزانه سردبیر و مدیر مسئول نشریه سیاسی , راه آزادی

 

Formulareintraege von

 () am Donnerstag, 20 Dezember, 2007 um 00:06:50

------------------------------------------------------------------------

Name: noori -rahim-fekri-parvin

EMail adress: akbar5935@yahoo.se

textareaName: ba dorood be rafigh gilani hamkaran radio talash dar  gtöborg amale fashisti polis alman ra makoom mi konim  .

 

Sehr geehrter Herr Gilani,
 
über meinen amnesty-Freund Georg Warning erfuhr ich von dem Polizeiübergriff gegen Sie.
ai hat zuletzt im Januar 2004 einen Bericht vorgestellt, über Polizeiübergriffe in Deutschland.
Ihr "Fall" wird "gesammelt" in einer Datenbank. Für einen mit Sicherheit erneuten Bericht.
 
Ich habe Ihren Bericht weitergeleitet an Redakteure der Nürnberger Nachrichten, die ich persönlich kenne.
Außerdem an Joachim Käppner, der zu Polizeithemen schreibt sowie Hans Leyendecker von der SZ.
 
Mit solidarischem Gruß
Günther Wagner
Sprecher ai Lauf/Hersbruck

 

Sehr geehrter Herr Rechtsanwalt,

hiermit protestiere ich entschieden gegen das Vorgehen und die schwere Körperverletzung an Herrn Freidoun Gilani! Und selbstverständlich erkläre ich mich mit ihm solidarisch, weil es nicht sein kann, daß die sogenannten Hüter des Staates mit solcher brutalen Gewalt gegen Menschen vorgehen. Es ist an der Zeit, gegen diese überhebliche und arrogante Handlungsweise der Polizei vorzugehen! Solidarische Grüße, auch an Freidoun Gilani Bernd Bettels Erfurt/Thüringen

 

 

Hallo miteinander, 

am 15.12.2007 bin ich mit meinen drei Kindern und meiner Ehefrau in Hamburg auf dem Weihnachtsmarkt und zum Einkaufen gewesen. Ehe wir uns versahen, steckten wir inmitten einer der größten Demonstrationen und Polizeieinsätze, die Hamburg gesehen hat. Einsatzkräfte aus ganz Norddeutschland waren zusammen gezogen worden. Grund waren eine Vielzahl von Demonstranten, die gegen eine Erweiterung der Polizeibefugnisse im Kampf gegen den Terror demonstrierten, nicht als geschlossener Zug, sondern in Gruppen und Grüppchen durch Läden, Passagen, Fussgängerzonen. Ein Albtraum für eine jede Polizei. 

Nicht nur wir waren unterwegs und durften erleben, wie Polizeibeamte im Dauerlauf die Gruppen und Grüppchen auseinandertrieben, auch der 70-jährige Iraner Freidoun Gilani war zu dieser Zeit in der Hamburger Innenstadt und wurde Zeuge, wie Polizeibeamte einen jungen Mann schlugen. Freidoun Gilani, jahrelang Häftling in Iran`s Gefängnissen, Ofper von Folterungen und Misshandlungen protestierte und wurde selbst Opfer.

Der 70-jährige, foltererprobte Mann,  wurde wieder verprügelt, diesmal von Hamburger Polizeibeamten, die sicherlich seinen Widerstand brechen mussten, um Schlimmeres zu verhindern.  

Bitte Dennis, gebe die Schilderung indie Falldatenbank ein. Zur Hamburger Demonstration am 15.12.2008 gibt es schon einen Datensatz.

Liebe Annelie: Für weitere Recherchen  sind alle Daten vorhanden, die von Freidoun Gilani und die seines Anwaltes mit der Aufforderung, mit diesem Kontakt aufzunehmen. 

Einen herrzlichen Gruß Falk

 

 


back

Socialist Party of Iran

Topto Chapter