فراخوان شماره 1
گروهی از هم ميهنان آزاديخواه درون و برون ايران
هم ميهنان عزيز
ايران يكی از
سرنوشت سازترين مراحل تاريخی خود را می گذراند . از پيروزی انقلاب مشروطه – كه
سرانجام به انحراف كشيده شد – ، بيش از يكصد سال می گذرد . بيش از پنجاه سال از
پيروزی يكی از درخشان ترين جنبش های استقلال طلبانه و ضد امپرياليستی خاور ميانه به
رهبری دكتر محمد مصدق گذشته و نزديك به سی سال است كه خيانت كنندگان به قيام ضد
ديكتاتوری ، دست آوردهای مردمی آن را به تارج برده اند .
هرسه ی اين خيزش
های به راستی پر افتخار و برآمده از اعماق جامعه ی ما ؛ هنور نتواسنته اند به هدف
های والای استقلال ، آزادی و عدالت اجتماعی كه در همه جنبش های مردمی ما
مشترك است ، دست يابند .
از علل عمده اين
شكست های ( از نظر تاريخی به طور مسلم گذرا ) ، خيانت دلالان – سرمايه داران
بوروكرات وابسته به سرمايه داری جهانی ، و اكنون در راس آن ايالات متحده آمريكا –
از درون ، و دخالت های آشكار و نهان سازمان های جاسوسی – اينتلجنس سرويس ، سيا
،
موساد... – ودست پروردگان آن ها بوده است كه به ويژه با استقرار ديكتاتوری (
فاشيستی ) در لباس مذهب ، طی سی سال گذشته صدهاهزار هم ميهن ما را به خاك و خون
كشيده اند .
و اكنون كه اعتراض
ها و خيزش های آزاديخواهانه هويت سياسی خود را باز يافته و سراسر كشور را در
نورديده است ، زمان برخاستن است . ما به خوبی می دانيم كه راهی پرپيچ و خم و دشوار
را در پيش داريم . به همين جهت همه ی يارانی را كه هنوز اجازه نداده اند نور اميد و
عشقشان به استقلال ، آزادی و عدالت اجتماعی به خاموشی گرايد ، دعوت می كنيم
در راستای ايجاد جبهه سراسری ضد ديكتاتوری و ضد امپرياليستی در يك تشكيلات منسجم
برونمرزی و هزاران هسته درون ميهنمان – جدا از هم و برحسب شرايط پليسی حاكم – دست
در دست همديگر گذاريم .
اين جبهه هم اكنون
به گونه ای عمده بالقوه شكل گرفته و پايه های مشخص خود را بر حفظ دو خط قرمز اساسی
نهاده است :
1 – استقلال تمام
عيار از همه دخالت های بيگانه به هر شكل ، نام ، نهاد و بهانه ای كه ممكن است پيش
آيد . 2 – خودداری از هرگونه سازش با حاكميت نظام ديكتاتوری كنونی و يا هر نظام
ديكتاتوری ديگری كه تحت هر عنوانی ، بخواهد به آرمان های والای مردم ايران در
راستای دستيابی به آزادی ، دمكراسی و عدالت اجتماعی ، خدشه وارد آورد .
ما برقراری
عدالت اجتماعی را روندی كم و بيش طولانی می دانيم كه پس از استقرار حاكميت
مستقل مردمی و ايجاد شرايط واقعا دمكراتيك ، كليه ی احزاب ، سازمان ها و تشكل ها ،
مطبوعات و رسانه ها ، با رای حقيقی اكثريت و حفظ تمامی حقوق اقليت ها ، با انتخاب
نمايندگان راستين مردم در انجمن های ايالتی و ولايتی و در يك مجلس ملی ، راه های
دستيابی به آن را روشن خواهند كرد .
نخستين تقاضای ما
از هم ميهنان برونمرزی ، با توجه به امكانات و شرايط آن ها ، ايجاد يك مركزيت رسانه
ی گروهی ( راديو و تلويزيون ) است كه بتواند تمامی شهرها و روستاهای كشورمان را
پوشش اطلاع رسانی دهد و با برنامه های آموزشی سياسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و
خبری؛ به ويژه افشاگری جنايات نظام ديكتاتوری در درون مملكت و زد وبندهای گروه های
وابسته به سرمايه داری جهانی برون كشور ، ده ها ميليون هم ميهنان – به خصوص اكثريت
عظيم جوانان تشنه ی آگاهی درون كشورمان – را تغذيه كند و آنان را در راه ايجاد و
تشكل صدها هزار هسته مبارزاتی ، ياری رساند .
با تشكيل و سازمان
دهی اين جبهه در خارج از ميهن ما ، همه ی آزادانديشان وابسته به هر حزب ، سازمان و
يا گروه سياسی – و اقليت ها مذهبی – و همه ی افراد مستقلی كه منشور پيشنهاد موسسين
را كه رئوس آن در بالا ذكر شده است مى پذيرند ، متعهد می شوند كه همه ماهه
با ارسال هر مبلغی كه در خارج از كشورمان كمتر از سی دلار نباشد ، و با هر راه و
روشی كه برايشان ميسر است ، به صندوقی كه اعلام خواهد شد ، هزينه های برپائی و
تداوم چنين رسانه توانائی را تامين كنند . بديهی است با آغاز كار چنين مركزی ، همه
ی آن هائی كه ياری رسان آن هستند می توانند با پوشش خبررسانی ی دقيق ، نوشتن مقالات
، ترجمه و تاليفات ، برنامه سازی و شركت در برنامه های آن ، چنين رسانه ای را هر
روز بارآورتر و مفيد تر كنند .
پيروزی با مردم
ستمديده ايران و برقراری عدالت اجتماعی است .
گروهی از هم
ميهنان درونمرزی و برونمرزی شما.
فروردين 1387